سياست نامه امام علي (ع) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٠٤
٢٨٨.تاريخ دمشق ـ به نقل از عنتره ـ : بر على عليه السلام در منطقه خُوَرْنَق [١] وارد شدم و جامه كهنه حاشيه دارى بر تن داشت ... گفتم: اى اميرمؤمنان! خداوند براى تو و خانواده ات ، در اين مال ، بهره اى قرار داده و تو با خود، چنين مى كنى؟ فرمود: «به خدا سوگند ، من چيزى از مال شما برندارم ، و اين نيست ، مگر همان جامه اى كه از خانه ام برداشتم» يا گفت: «از مدينه» . [٢]
٢٨٩.الغارات ـ به نقل از زادان ـ : به همراه قنبر ، نزد على عليه السلام رفتم. پس قنبر گفت: اى امير مؤمنان! به پاخيز كه برايت چيز گران بهايى پنهان كرده ام. فرمود: «آن چيست؟». گفت: به همراهم برخيز. على عليه السلام به پاخاست و به سوى خانه اش رفت. در اين هنگام ، كيسه هايى پُر از جام هاى طلا و نقره ديد. قنبر گفت: اى امير مؤمنان! تو چيزى را وا نمى گذارى ، مگر آن كه آن را تقسيم كنى. از اين رو ، اينها را براى شما ذخيره كردم. على عليه السلام فرمود: «دوست داشتى به خانه ام آتش بسيار وارد سازى؟!». سپس شمشير كشيد و بر جام ها فرود آورد و جام ها دو قسمت يا سه قسمت شدند. آن گاه فرمود: «اينها را قسمت قسمت كنيد» . انجام دادند. آن گاه ، اين سروده را بر زبان آورد : «اين، دستچين من و بهترين آن است / در حالى كه هر ميوه چين ، دستش به دهان خودش است [و خود مى خورد]» . اى سفيد (نقره)، ديگرى را فريب ده! اى زرد (طلا)، ديگرى را بفريب!». [٣]
٢٩٠.الاختصاص ـ در گزارش غذاى امام على عليه السلام ـ صداى بريان كردن گوشت
[١] مكانى در اطراف كوفه .[٢] تاريخ دمشق : ٤٢ / ٤٧٧ و ٤٨١ ، الأموال : ٢٨٤ / ٦٧١ ، حلية الأولياء : ١ / ٨٢ .[٣] الغارات : ١ / ٥٥ ، مناقب الإمام أمير المؤمنين : ٢ / ٣٣ / ٥١٩ . نيز ، ر . ك : مناقب آل أبى طالب : ٢ / ١٠٨ .