سياست نامه امام علي (ع) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٩٧
٢٧٤.تهذيب الأحكام ـ به نقل از على بن ابى رافع ـ : امير مؤمنان ، به دنبال من فرستاد و نزد او رفتم. به من فرمود: «اى فرزند ابو رافع! به مسلمانان خيانت مى كنى؟!». گفتم: به خداوند پناه مى برم از اين كه به مسلمانان ، خيانت ورزم. فرمود: «چگونه به دختر امير مؤمنان ، گردنبندى را كه در بيت المال مسلمانان بوده است ، بدون اجازه من و بدون رضايت آنان ، عاريه دادى؟» . گفتم: اى امير مؤمنان! او دختر شماست و از من خواست كه آن را به وى عاريه دهم تا بدان ، خود را زينت كند. من هم آن را به وى دادم ، به عنوان عاريه ضمانت شده كه بايد برگردد و من ، آن را با اموال خود ، ضمانت كرده ام و بر عهده من است كه آن را سالم به جايش برگردانم. فرمود: «امروز ، آن را برگردان، و مبادا چنين كارى از تو تكرار شود و گرفتار كيفر من شوى!». سپس فرمود: «سوگند مى خورم كه اگر دخترم آن گردنبند را به طريقى جز عاريه ضمانت شده كه بايد بازگردد ، گرفته بود ، نخستين زن هاشمى بود كه دستش را به سبب سرقت ، قطع مى كردم». گويد: اين سخن به دخترش رسيد و به پدر گفت: اى امير مؤمنان! من دختر تو و پاره تن تو هستم . چه كسى از من سزاوارتر است به پوشيدن آن؟ اميرمؤمنان به وى فرمود: «اى دختر على بن ابى طالب! از حق، كناره مگير. آيا همه زنان مهاجران ، در اين عيد ، با چنين گردنبندى خود را مى آرايند؟» . پسر ابو رافع گويد: گردنبند را از دختر على عليه السلام گرفتم و به جايش برگرداندم. [١]
٥ / ١٥ ـ ٣
عقيل
٢٧٥.امام صادق عليه السلام : هنگامى كه على عليه السلام به حكومت رسيد ، بر منبر رفت و
[١] تهذيب الأحكام :١٠/١٥١/٦٠٦ ، تنبيه الخواطر : ٢ / ٣ . نيز ، ر . ك : مناقب آل أبى طالب : ٢ / ١٠٨ .