سياست نامه امام علي (ع) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٩٢
٢٦١.كشف اليقين: گريه مى كردند . دوست داشتم از نزد آنان بيرون روم ، در حالى كه با سيرى مى خندند و راهى [ براى خنداندن كودكان] جز آنچه انجام دادم ، نيافتم». [١]
٥ / ١٤
جلوگيرى از دست و دل بازى در اموال عمومى
٢٦٢.امام على عليه السلام : سخاوتمندى زمامداران در اموال عمومى مسلمانان ، ستم و عهدشكنى است. [٢]
٢٦٣.امام على عليه السلام ـ از سخن وى با عبداللّه بن اين مال ، نه از آنِ من است و نه از آنِ تو ؛ بلكه غنيمتِ مسلمانان است كه در سايه شمشيرها به دست آمده است. اگر در جنگ با آنان شريك بودى ، تو نيز به اندازه آنها سهم دارى ؛ وگرنه ، دستاورد آنان ، براى غير دهان هايشان نيست. [٣]
٢٦٤.دعائم الاسلام: [ على عليه السلام ] نشسته بود و مالى را ميان مسلمانان قسمت مى كرد . پيرمردى كهن سال ، كنارش ايستاد و گفت: اى اميرمؤمنان! من پيرمردى كهن سالم ، چنان كه مى بينى ، و برده اى مُكاتَب [٤] هستم . از اين مال به من كمك كن. فرمود: «به خدا سوگند ، اين ثروت ، دست رنج من نيست. ارث پدرم هم نيست؛ ليك ، امانتى است كه براى نگهدارى به من سپرده شده و من به صاحبانش بر مى گردانم ؛ امّا بنشين». پيرمرد نشست و مردم ، گرداگرد امير مؤمنان بودند. به آنان نظر افكند و فرمود:
[١] كشف اليقين : ١٣٦ / ١٢٩ .[٢] غرر الحكم : ٤٧٢٥ .[٣] نهج البلاغة : خطبه ٢٣٢ ، مناقب آل أبى طالب : ٢ / ١١٠ ، غرر الحكم : ٣٧٠٢ .[٤] مُكاتَب ، برده اى را گويند كه با مالك خود ، قراردادى بسته كه اگر بهاى خويش را بپردازد ، آزاد باشد.[٥] دعائم الإسلام : ٢ / ٣١٠ / ١١٧١ ، مناقب آل أبى طالب : ٢ / ١١٠ .