سياست نامه امام علي (ع) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٧٧
٢٢٩.الكافى ـ به نقل از ابو مخنف ـ : امير مؤمنان عليه السلام فرمود: «واى بر شما! مرا وا مى داريد كه پيروزى را با ستم و جور بر مسلمانانى كه بر آنها حكومت يافتم، طلب كنم؟! نه؛ به خدا سوگند ، چنين نخواهد شد تا روزگارْ باقى است و تا زمانى كه در آسمان ، ستاره ببينم. به خدا سوگند ، اگر اينها ثروت هاى شخصى ام بود ، به برابرى ميان آنها رفتار مى كردم ، چه رسد كه اينها اموال خودشان است». [١]
٢٣٠.امام على عليه السلام ـ از سخنرانى وى كه بر تقسي در اين ثروت ها كسى را بر كسى امتيازى نيست. خداوند عز و جل آن را قسمت كرده است . اينها مالِ خداوند است و شما بندگان مسلمانِ خداونديد؛ و اين ، كتاب خداست. بدان اقرار داريم و بر او گواهى داديم و در برابرش تسليم هستيم و سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله ، در برابر ماست. پس تن در دهيد. خداوند ، شما را رحمت كند! هركه بدين امر خشنود نيست ، هر كجا مى خواهد ، برود. [٢]
٢٣١.امام على عليه السلام ـ از نامه او به مصقلة بن ه ـ از نامه او به مصقلة بن هبيره شيبانى ، كارگزارشامام على عليه السلام : بدان مسلمانانى كه نزد تو و ما به سر مى برند ، حقّشان از اين غنيمت ها يكسان است . [ براى گرفتن آن ]نزد من مى آيند و باز مى گردند. [٣]
٢٣٢.امام على عليه السلام ـ از نامه اش به حذيفة بن ي به تو فرمان مى دهم كه خراج زمين ها را بر پايه حقّ و انصاف ، گِردآورى كنى و از آنچه برايت فرستادم ، تجاوز نكنى و چيزى را فرو مگذارى و بدعتى تازه بر پا مدارى. آن گاه ، آن را به برابرى و دادگرى ، ميان كسانى كه سزاوار آن اند ، قسمت كن. [٤]
[١] الكافى : ٤ / ٣١ / ٣ ، تحف العقول : ١٨٥ ، نثر الدرّ : ١ / ٣١٨ . نيز ، ر . ك : الأمالى ، مفيد : ١٧٥ / ٦ .[٢] تحف العقول: ١٨٤، المعيار والموازنة: ١١٢ ، شرح نهج البلاغة: ٧ / ٤٠.[٣] از سرزمين هاى فارس كه اردشير بابكان آن را بنا كرد و شيراز و كازرون ، بخشى از آن بود.[٤] نهج البلاغة : نامه ٤٣ ، بحار الأنوار : ٣٣ / ٥١٦ / ٧١٢ .[٥] إرشاد القلوب : ٣٢١ ، الدرجات الرفيعة : ٢٨٩ ، بحار الأنوار : ٢٨ / ٨٨ / ٣ .