سياست نامه امام علي (ع) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٦٦
٢٠٨.السنن الكبرى ـ به نقل از عبدالملك بن عمير ـ : مردى از قبيله ثقيف به من گفت: على بن ابى طالب عليه السلام ، مرا در [ ماليات ]منطقه بزرگ شاپور، [١] به كار گرفت و فرمود: «مبادا كسى را براى گردآورى درهمى، تازيانه زنى و يا روزى يا لباس تابستانى و زمستانى و يا چارپايانِ كار آنها را به فروش گذارى؛ و براى گرفتن درهم، شخصى را مگُمار». آن مرد گفت كه گفتم: اى امير مؤمنان! اگر چنين باشد، دست خالى نزد تو برگردم، چنان كه دست خالى از نزد تو رفتم! فرمود: «گرچه همان گونه كه رفته اى، بازگردى. واى بر تو! همانا ما مأموريم كه زيادى را از مردم، بستانيم». [٢]
٢٠٩.تاريخ دمشق ـ به نقل از عبدالملك بن عمير ـ : مردى از ثقيف، به من خبر داد كه على عليه السلام او را بر نواحى عُكْبَرا [٣] به كار گماشت (در آن منطقه، نمازگزار، ساكن نبود) و به من در حضور آنان فرمود: «ماليات را كامل از آنان بستان. مبادا در تو نرمش (و سستى) ببينند». سپس فرمود: «هنگامى كه ظهر شد، نزد من آى». نزد او رفتم. در آن جا دربانى كه جلوى مرا بگيرد، نيافتم. ديدم او نشسته و جلويش ظرفى است و كوزه آب. كيسه اش را خواست . پيش خود گفتم: مى خواهد بر من، منّت گذارد و گوهرى برايم بيرون آورد، چرا كه نمى دانستم در آن چيست. آن گاه ديدم كه كيسه، مُهر شده است. مُهر را شكست. در آن، سويق [٤] بود. آن را بيرون آورد و در ظرف ريخت و بر آن، آب ريخت. سپس خود از آن نوشيد و به من هم نوشانيد. تاب نياوردم. بدو گفتم: اى امير مؤمنان ! در عراق، چنين رفتار مى كنى؟! خوراك
[١] از توابع بغداد .[٢] السنن الكبرى : ٩ / ٣٤٥ / ١٨٧٣٦ ، اُسد الغابة : ٤ / ٩٨ / ٣٧٨٩ ، كنز العمّال : ٤ / ٥٠١ / ١١٤٨٨ .[٣] منطقه اى در ده فرسخى بغداد.[٤] غذايى كه از آرد گندم و جو تهيه مى شود .