سياست نامه امام علي (ع) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٦١
٢٠١.فضائل الصحابة ـ از ابو مطر بصرى ـ : [ على عليه السلام ] فرمود: «اى دارنده خرما! خرمايت را بستان و درهمش را برگردان كه او خدمتگزارى است و اختيارى ندارد». خرمافروش، على عليه السلام را عقب راند. مسلمانان به وى گفتند: مى دانى چه كسى را عقب راندى؟ گفت: نه . گفتند: امير مؤمنان را! آن گاه، خرماى كنيزك را بر روى خرماها ريخت و درهم را به وى بازگرداند. [ سپس خطاب به على عليه السلام ] گفت: دوست دارم از من خشنود باشى. [ على عليه السلام ]فرمود: «خشنودى من از تو وقتى است كه حقوق مردم را كامل بپردازى». [١]
٢٠٢.مكارم الأخلاق ـ به نقل از مختار تمّار ـ : من شب ها را در مسجد كوفه سپرى مى كردم و در ميدان، فرود مى آمدم و از بقّال ها نان تهيه مى كردم (وى از مردمان بصره بود). روزى بيرون آمدم كه ناگهان مردى خطاب به من گفت: «لباست را بالا گير كه براى پاكيزگى آن، بهتر است و با تقواى پروردگار، سازگارتر». پرسيدم: اين كيست؟ گفته شد: على بن ابى طالب عليه السلام . به دنبالش حركت كردم. او به سمت بازار شتران مى رفت. وقتى بدان جا رسيد، ايستاد و فرمود: «اى بازرگانان! بپرهيزيد از سوگند ناروا، كه متاع را از ميان مى بَرَد و بركت را نابود مى سازد». سپس از آن جا گذشت تا به خرمافروشان رسيد. در اين هنگام، كنيزكى در برابر خرمافروشى گريه مى كرد. پرسيد: «تو را چه مى شود؟». گفت: كنيزى هستم كه خانواده ام مرا فرستاده اند تا برايشان با يك درهم، خرما خريدارى كنم. وقتى خرما را نزد آنان بُردم، نپسنديدند. آن را برگرداندم و اين مرد، نمى پذيرد.
[١] فضائل الصحابة : ٢ / ٦٢١ / ١٠٦٢ ، ربيع الأبرار : ٤ / ١٥٣ .