سياست نامه امام علي (ع) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٤٦
١٦١.نهج البلاغه: است و براى مؤمن ، خوارى». [١]
١٦٢.امام صادق عليه السلام : امير مؤمنان ، سواره بيرون شد و يارانش پياده به دنبالش راه افتادند. به سوى آنان برگشت و فرمود: «كارى داريد؟». گفتند: نه اى اميرمؤمنان! ولى دوست مى داريم با تو پياده حركت كنيم. پس به آنان فرمود: «بازگرديد؛ زيرا پياده رفتن پياده به همراه سواره ، براى سواره فسادانگيز است و براى پياده ، خوارى است». [ گزارش دهنده] گفت: امام على عليه السلام بار ديگر سوار شد وآنان به دنبالش پياده، راه افتادند. سپس فرمود: «بازگرديد؛ زيرا صداى كفشْ پشت سرِ مردان ، براى دل هاى نابخردان ، فسادانگيز است». [٢]
٤ / ٥
انتقاد ، نه ستايش!
١٦٣.امام على عليه السلام ـ در عهدنامه اش به مالك اش اينان را خاصّ خلوت ها و مجلس هايت كن. سپس آن كس را بر ديگران بگزين كه سخن تلخِ حق را به تو بيشتر بگويد و در آنچه خداوند از دوستانش نمى پسندد و به گونه اى از تو سر مى زند، كم تر يارى ات دهد؛ و به پارسايان و راستگويان بپيوند و آنان را چنان بپرور كه تو را فراوان نستايند ، و با ستودن كار بيهوده اى كه نكرده اى ، خاطرت را شاد ننمايند كه ستودنِ فراوان ، خودپسندى آرَد و به خودخواهى وا دارد. [٣]
١٦٤.امام على عليه السلام ـ در پاسخ كسى كه گفت: تو امير مايى و ما فرمانبران تو. به واسطه تو خداوند ما را از خوارى بيرون آورد و با عزت بخشيدن به تو بندگانش را
[١] نهج البلاغة : حكمت ٣٢٢ ، وقعة صفّين : ٥٣١ ، المعيار والموازنة : ١٩٣ .[٢] المحاسن : ٢ / ٤٧٠ / ٢٦٣٢ ، الكافى : ٦ / ٥٤٠ / ١٦ ، تحف العقول : ٢٠٩ .[٣] نهج البلاغة : نامه ٥٣ ، تحف العقول : ١٢٩ ، بحار الأنوار : ٣٣ / ٦٠٢ / ٧٤٤ .