سياست نامه امام علي (ع) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٣٨
١٤٠.أخبار القضاة ـ به نقل از على بن ربيعه آورده است به درستى كه على عليه السلام ، مردى از قبيله بنى اسد به نام ضبيعة بن زهير را به كار گرفت. وقتى مأموريتش پايان گرفت، با انبانى از اموال، نزد على عليه السلام آمد و گفت: اى امير مؤمنان! مردمانى برايم هديه مى آوردند و اين ، همان هديه هاست. اگر براى من حلال است ، از آن استفاده كنم و اگر چنين نيست ، نزد تو آوردم. على عليه السلام فرمود: «اگر آنها را نگه مى داشتى ، خيانت بود». آن گاه اموال را از او گرفت و در بيت المال قرار داد. [١]
١٤١.امام على عليه السلام ـ از سخنرانى وى كه در آن ، و شگفت تر از آن ، اين كه شبْ هنگام ، كسى با ما ديدار كرد و ظرفى سرپوشيده آورد ، با معجونى. چنان آن را ناخوش دانستم كه گويى آب دهانِ مار بدان آميخته ، يا زهر مار بر آن ريخته. گفتم: صله است يا زكات؟ يا صدقه است كه گرفتن صدقه بر ما حرام است؟ گفت: نه اين است و نه آن؛ بلكه ارمغان است. گفتم: مادرت بر تو بگريد ، آمده اى مرا از دين خدا بگردانى؟! آيا خِرَد آشفته اى يا ديوانه اى يا هذيان مى گويى؟ به خدا اگر هفت اقليم را با آنچه زير آسمان هاست ، به من دهند ، تا خدا را نافرمانى نمايم و پوست جوى را از مورچه اى به ناروا بربايم ، چنين نخواهم كرد. به درستى كه دنياى شما نزد من خوارتر است از برگى در دهان ملخى كه آن را مى خايد و طعمه خود مى نمايد. على را با نعمت هاى زودگذر و خوشى هاى ناپايدار چه كار؟! پناه مى بريم به خدا از خفتن عقل و زشتى لغزش ها ، و از او يارى مى خواهيم. [٢]
[١] أخبار القضاة : ١ / ٥٩ .[٢] نهج البلاغة : خطبه ٢٢٤ ، بحار الأنوار : ٤١ / ١٦٢ / ٥٧ .