سياست نامه امام علي (ع) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٣٦
١٣٦.الفصول المهمة ـ از سوده دختر عماره همدانيه كه پ كُنتُم مُّؤْمِنِينَ؛ [١] به نام خداوند بخشنده مهربان! در حقيقت ، شما را از جانب پروردگارتان بُرهانى روشن آمده است . پس پيمانه و ترازو را تمام نهيد ، و اموال مردم را كم مدهيد و در زمين ، پس از اصلاح آن ، فساد مكنيد. اين [ رهنمودها ]اگر مؤمنيد ، براى شما بهتر است . هنگامى كه نامه ام را خواندى ، كارهايى را كه در دست توست ، سامان ده تا كسى را روانه كنيم از تو باز ستاند. والسلام!». آن گاه اين نامه را به من داد و آن را آوردم و به فرماندارش سپردم و او بركنار شد. معاويه گفت: آنچه مى خواهد برايش بنويسيد. او را به شهر خود بازگردانيد كه شكايتى نداشته باشد. [٢]
٣ / ١٣
كيفر دادن كارگزاران خيانت پيشه
١٣٧.امام على عليه السلام ـ هنگامى كه آن حضرت ، خيان هنگامى كه نامه ام را خواندى، ابن هرمه را از بازار، بركنار كن و او را به خاطر [ حقوق] مردم از كار ، باز دار و سپس زندانى نما و خبر آن را اعلان عمومى كن و به كارگزارانت بنويس و نظرم را به آنان ابلاغ نما. درباره ابن هرمه ، غفلت يا كوتاهى نكنى كه نزد خداوند ، هلاك شوى و من هم به بدترين شيوه بركنارت خواهم كرد كه از اين كار ، تو را به خدا پناه مى دهم. هنگامى كه جمعه شد ، او را از زندان بيرون آر و ٣٥ تازيانه بر او بزن و در بازارها بچرخان. اگر كسى از او شكايت كرد و شاهد آورد ، او را سوگند ده و از درآمد ابن هرمه آن را پرداخت نما. فرمان ده تا او را با خوارى و زشتى و فرياد كشيدن بر
[١] اعراف ، آيه ٨٥ .[٢] الفصول المهمّة : ١٢٧ ، العقد الفريد : ١ / ٣٣٥ ، بلاغات النساء : ٤٧ ، كشف الغمّة : ١ / ١٧٣ .