سياست نامه امام علي (ع) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٣١
١٣٠.امام على عليه السلام ـ در نامه اش به مصقلة بن ه پس سوگند به آن كه دانه را شكافت و انسان ها را بيافريد و دانش او نسبت به هر چيز، فراگير است، اگر اين سخنْ درست باشد ، ارج خود را نزد من سبك يابى . پس حقوق پروردگارت را سَبُك مشمار و دنيايت را با خرابى دين و از ميان بردنش اصلاح مكن كه از اين گروه باشى ، الْأَخْسَرِينَ أَعْمَـلاً الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِى الْحَيَوةِ الدُّنْيَا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعًا ؛ [١] زيانكارترينِ مردم، كسانى اند كه كوشش آنها در زندگى دنيا به هدر رفته و خود مى پندارند كه كار خوب انجام مى دهند . [٢]
١٣١.امام على عليه السلام ـ در نامه اش به مصقله ـ پس از حمد و سپاس خداوند؛ از بزرگ ترينِ خيانت ها ، خيانت به امّت است، و بزرگ ترين دغلكارى بر مردمان يك شهر ، دغلكارى پيشواى آنان است. نزد تو از مال مسلمانان ، پانصد هزار [ سكّه ]است. آن را در هنگامى كه فرستاده من نزد تو مى آيد ، برايم بفرست؛ وگرنه ، وقتى نامه ام به تو رسيد ، نزد من بيا؛ چرا كه به فرستاده ام گفته ام كه پس از وارد شدن بر تو ، رهايت نكند ، مگر آن كه اموال را بفرستى. والسلام عليك! [٣]
١٣٢.الغارات ـ به نقل از ذهل بن حارث ـ : مصقله مرا به محلّ اقامت خود فرا خواند و غذايى آماده ساخت و خورديم. سپس گفت: به خدا سوگند ، اميرمؤمنان ، اين ثروت ها را از من مى خواهد و من بر آن ، توانايى ندارم . [ ذهل گويد:] به وى گفتم: اگر مايلى ، يك هفته دستور را به اجرا نگذارد تا ثروت ها را گردآورى كنى. گفت: به خدا سوگند ، نمى خواهم آن را بر خويشاوندانم تحميل كنم يا از كسى درخواست نمايم. سپس گفت: بدانيد به خدا قسم ، اگر پسر هند يا پسر عفّان، آن ثروت را مطالبه
[١] كهف ، آيه ١٠٣ ـ ١٠٤ .[٢] أنساب الأشراف : ٢ / ٣٨٩ ، نهج البلاغة : نامه ٤٣ .[٣] تاريخ الطبرى : ٥ / ١٢٩ ، شرح نهج البلاغة : ٣ / ١٤٥ ، الغارات : ١ / ٣٦٤ .