سياست نامه امام علي (ع) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٢٧
٣ / ١١ ـ ٥
عثمان بن حُنَيف
١٢٨.امام على عليه السلام ـ از نامه اش به عثمان بن ح پس از حمد و سپاس خداوند؛ اى پسر حنيف! به من خبر رسيده است كه مردى از جوانان بصره، تو را بر سفره اى دعوت كرده و تو به سوى آن شتافته اى. خوردنى هاى رنگارنگ برايت مهيّا شده و كاسه ها پيشت نهاده شده است. گمان نمى كردم تو ميهمانى مردمى را بپذيرى كه نيازمندان آنها به جفا رانده شده و توانمندان آنها دعوت شده بودند. بنگر بدانچه از اين سفره بر مى دارى. اگر حلال و حرامش را ندانى، بيرون انداز و از آنچه مى دانى حلال است ، استفاده كن. آگاه باش كه هر پيروى را پيشوايى است كه به وى اقتدا مى كند و از نور دانش او روشنى مى جويد. بدان كه پيشواى شما از دنياى خود ، به دو جامه فرسوده اكتفا كرده و از خوراكى ها ، به دو گِرده نان. بدانيد كه شما چنين نتوانيد كرد؛ ليكن مرا يارى كنيد به پارسايى و كوشيدن و پاك دامنى و درستى ورزيدن. به خدا سوگند كه از دنياى شما زرى نيندوختم و از غنيمت هاى آن ، ذخيره ننمودم، و بر جامه كهنه ام ، وصله اى نيفزودم و از زمين آن ، به اندازه يك وجب تصرّف نكردم و نه چيزى جز به اندازه خوراك چارپاى پشتْ زخمى برگرفتم ، در حالى كه آن هم در چشم من پست تر و بى ارزش تر از داروى گَس و تلخى است. آرى؛ از آنچه آسمان بر آن سايه افكنده، فدك در دست ما بود. مردمانى بر آن، بخل ورزيدند و مردمانى سخاوتمندانه از آن چشم پوشيدند؛ و بهترين داور، پروردگار است. و مرا با فدك و جز فدك، چه كار است ، در حالى كه فردا جايگاه آدمى، گور است كه نشانه هايش، در تاريكى آن از ميان مى رود و خبرهايش نهان مى گردد ، در