سياست نامه امام علي (ع) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢١٨
١٠٤.امام على عليه السلام ـ در عهدنامه اش به مالك اش پرواپيشگان، اهل دانش و اهل سياست را برگزين. [١]
ر . ك : ص ١٩٨ (كنار نهادن كارگزاران عثمان) .
٣ / ٧
به كارنگرفتن خائنان و ناتوانان
١٠٥.امام على عليه السلام : مغيرة بن شعبه، به من پيشنهاد كرد معاويه را بر شام بگمارم و خود در مدينه باشم؛ ولى از آن، سر باز زدم، و هرگز خداوند نبيند كه گمراهان را به يارى گرفته ام [٢] . [٣]
١٠٦.امام على عليه السلام ـ در عهدنامه اى به مالك اش بدترينِ دستْ ياران تو آنانى اند كه دستْ يار بدكاران پيش از تو بوده اند و در گناهان، با آنان شريك بوده اند. پس مبادا چنين كسانى، محرم تو باشند كه آنان، ياوران گناهكاران اند وبرادرانِ ستمكاران ، وتو جانشينى بهتر از ايشان خواهى يافت كه در رأى و انجام دادن كار، مانند آنان باشد و گناهان و كردار بدِ آنان را بر عهده ندارد؛ كسى كه ستمكارى را در ستم ، يار نبوده، و گناهكارى را در گناهش مددكار نبوده است. اينان، براى تو كم هزينه تر و كمك كارتر و مهربان ترند، و دلبستگى شان به ديگران ، كم تر است. اينان را ويژه خلوت ها و مجلس هايت در نظر بگير. [٤]
١٠٧.امام على عليه السلام ـ از نامه اش به رفاعه، قاض بدان اى رفاعه كه اين حكمرانى ، امانت است. هركه در آن خيانت ورزد، نفرين خدا بر او باد تا روز رستاخيز ، و هركس خيانتكارى را به كار گمارد، حقيقتاً محمّد صلى الله عليه و آله در دنيا و آخرت ،
[١] تحف العقول : ١٣٧ ، دعائم الإسلام : ١ / ٣٦١ .[٢] اشاره به آيه ٥١ از سوره كهف .[٣] وقعة صفّين : ٥٢ ، الإمامة والسياسة : ١ / ١١٦ ، تاريخ دمشق : ٥٩ / ١٣١ .[٤] نهج البلاغة : نامه ٥٣ ، تحف العقول : ١٢٩ ، دعائم الإسلام : ١ / ٣٥٥.