سياست نامه امام علي (ع) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٩٩
٦٨.الأمالى ـ به نقل از سحيم ـ : مى كنى؟» . گفت: نه . فرمود: «آيا خداوند عز و جل ، هيچ گاه از من نپرسد كه چگونه او را بر دو مرد مسلمان در شبى تاريك گماردى؟ وَ مَا كُنتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّينَ عَضُدًا ؛ [١] و هيچ گاه گمراهان را ياور نگيرم ؛ ليكن به سوى او مى فرستم و او را به آنچه از حق نزد من است ، فرا مى خوانم . اگر اجابت كرد ، او يكى از مسلمانان است كه حقوق و وظايفى مانند ديگران دارد ، و اگر امتناع ورزيد ، به خدا شكايت برم» . مغيره بازگشت ، در حالى كه مى گفت: اينك از او [به خدا] شكايت كن ، و چنين سرود: على را درباره فرزند حرب ، نصيحت كردم/ او نصيحت را رد كرد . و ديگر روزگار ، بدو رو نكند . خيرخواهى ام را نپذيرفت/ با آن كه اين نصيحت ، برايش كافى بود . ديگران برايش خيرخواهى كامل و بى آلايش كردند/ و من گفتم: اين خيرخواهى ، بسيار گران است . [٢]
٦٩.تاريخ الطبرى ـ به نقل از ابن عبّاس ـ : عثمان ، مرا فراخواند و بر امور حج گمارد . من هم به سوى مكّه روان شدم و حج را براى مردم به پا داشتم و نامه عثمان به مردم را بر آنها خواندم . سپس به مدينه بازگشتم ، در حالى كه با على عليه السلام بيعت شده بود . به خانه اش آمدم . ديدم مغيره بن شعبه ، با او خلوت كرده است . مرا [ بر در ]نگه داشت تا مغيره بيرون رفت . آن گاه گفتم: مغيره چه مى گفت؟ فرمود: «پيش از اين نزد من آمد و گفت كه: براى عبد اللّه بن عامر ، معاويه و
[١] كهف ، آيه ٥١ .[٢] الأمالى ، طوسى : ٨٧ / ١٣٣ ، بشارة المصطفى : ٢٦٣ ، مناقب آل أبى طالب : ٣ / ١٩٥ .