سياست نامه امام علي (ع) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٩٧
٦٤.امام على عليه السلام ـ از سخنرانى اش در مدينه ب لِگام آن را به دست گرفته اند ، كه آنان را به بهشت مى رساند . حقّ و باطلى هست و هريك را طرفدارانى. اگر باطل بسيار گردد، در گذشته نيز چنين شده است و اگر حق، اندك شود ، شايد [ روزى قدرت يابد] ؛ ولى كم است آنچه رو گردانده ، رو آورد . [١]
٦٥.امام على عليه السلام ـ پس از آن كه با او بيعت ش چه شود آنان را كه بر عثمان شوريدند ، كيفر دهى؟ ـ : برادران! چنين نيست كه آنچه را شما مى دانيد ، ندانم ؛ امّا نيروى من كجاست؟ گروه شورشگر با اين ساز و برگ و توانمندى ، بر ما مسلّط مى شوند و ما بر آنان ، سلطه نمى يابيم . اينان اند كه بردگان شما با آنها به پا خاسته اند و باديه نشينانِ شما به آنان پيوسته اند . آنان ، در ميان شما به سر مى برند و هر گونه كه بخواهند شما را مى آزارند . آيا بر آنچه مى خواهيد ، قدرتى سراغ داريد؟ اين كار ، كارى است جاهلى و اين مردم هنوز ريشه در جاهليت دارند . مردم نسبت به اين كار (اگر اتّفاق افتد) ، چند دسته اند: گروهى مانند شما باور دارند ، و گروهى بدانچه شما باور داريد ، اعتقادى ندارند ، و گروه سومى ، نه اين عقيده را دارند و نه آن را . پس شكيبايى كنيد تا مردم ، آرام گيرند و دل ها در جاى خود قرار گيرد و حق ها با مدارا گرفته شود . مرا
[١] نهج البلاغة : خطبه ١٦ ، الكافى : ٨ / ٦٧ / ٢٣ . در كتاب الكافى ، على بن رئاب و يعقوب سرّاج به نقل از امام صادق عليه السلام اين سخن را از على عليه السلام روايت كرده اند؛ ليكن در اين كتاب، حديث از «الاّ و ان بليّتكم...» آغاز شده و پس از جمله «فأوردتهم الجنّة» ، اين عبارت را اضافه بر نهج البلاغه آورده است: «درهاى بهشت به روى آنان گشوده شد و بوىِ خوش آن را دريافتند و به آنان گفته شد : به درآييد در سلامت و امنيت. بدانيد! در اين كار بر من پيشى گرفت آن كه با او شركت نداشتم و بدو [ حكومت را ]نبخشيدم و نسبت بدان ، جايگاهى نداشت ، مگر پيامبرى مبعوث گردد. بدانيد! پيامبرى پس از محمّد صلى الله عليه و آله نيست. بر لب پرتگاه آتش قرار گرفت و او را به دوزخ افكند» . سيد رضى گفته است: زيبايى اين سخن كوتاه ، چندان است كه زيبايى شناسان از آن، درمانند. بهره مندى از شگفتى اش بيش از به شگفتى درآمدن بدان است و زياده بر آنچه گفتيم ، در فصاحت تا بدان پايه است كه زبان در وصف آن ، درماند و انديشه آدمى ، خود را به ژرفاى آن نرساند و اين نكته را كه گفتم ، نداند جز كسى كه در اين صنعت ، بسى توسن فكرت رانَد ، «و در نيابد آن را، مگر مردم دانا»...