سياست نامه امام علي (ع) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٩٢
٦٢.شرح نهج البلاغة ـ به نقل از ابوجعفر اسكافى ـ ما در تمامى امور ، مشورت كنى و خودسرانه بر ما حكم نرانى . فضيلت و برترى ما بر ديگران ، بر تو معلوم است . [ پس چگونه] اموال را تقسيم مى كنى و در كارها تصميم مى گيرى و آنها را بدون مشورت و آگاهى ما به اجرا مى گذارى؟ على عليه السلام فرمود: «كمى ايراد گرفتيد و امور بسيارى را وا نهاديد . از خداوند ، طلب آمرزش كنيد . خداوند ، بر شما مى بخشايد . به من بگوييد آيا شما را از حقّ واجبى باز داشتم و بدان وسيله بر شما ستم كردم؟» . گفتند: پناه بر خدا! فرمود: «آيا از اين ثروت ها چيزى براى خودم برگزيدم؟» . گفتند: پناه بر خدا! فرمود: «آيا نسبت به حقوق يكى از مسلمانان ، يا دستورى [ از دين] ، اتّفاقى افتاده كه من بى خبرم يا در آن ناتوانم؟» . گفتند: پناه بر خدا! فرمود: «پس از كدام كارِ من ناخشنوديد كه تصميم به مخالفت با من گرفتيد؟» . گفتند: تو در تقسيم اموال ، بر خلاف شيوه عمربن خطّاب، رفتار كردى ، سهم ما را مانند سهمِ ديگران قرار دادى و ميان ما و آنان كه مانند ما نيستند ، مساوات برقرار كردى ؛ در غنايمى كه خداوند ، در سايه شمشيرهاى ما و نيزه هاى ما ارزانى داشت و سواره و پياده ، بر آن دست يافتيم و دعوت ما در آن ، غالب شد و آن را با فشار و جبر ، از كسانى كه جز با زور تسليم نمى شدند ، بازگرفتيم . على عليه السلام فرمود: «امّا آنچه درباره رايزنى با شما بر زبان رانديد ، به خداوند سوگند كه مرا در زمامدارى ميلى نبود . شما مرا بدان فراخوانديد و بر آن ، گمارديد . از آن ترسيدم كه شما را رد كنم و امّت ، اختلاف كنند . پس آن زمان كه حكومت بر من روى آورد ، در كتاب خدا و سنّت پيامبرش نظر كردم و آنچه مرا بدان راهنمايى كردند ، انجام دادم و از آن ، پيروى نمودم و مرا حاجتى به رأى شما و ديگران نبود . [ بلى ،] اگر واقعه اى اتّفاق افتد كه بيانش در كتاب خدا و دليلش در سنّت نباشد و به