سياست نامه امام علي (ع) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٨١
على عليه السلام در بيعت نكردن با ايشان و همراهى وى ، اعتراف كرد . [١] سعد ، در سال ٥٥ هجرى درگذشت . [٢] عمر بن سعد ، فرمانده سپاه اُموى در واقعه كربلا ، فرزند اوست . [٣]
٥٩.المستدرك على الصحيحين ـ به نقل از خيثمة بن عبدا شنيدم كه مردى به سعد بن مالك گفت : به درستى كه على عليه السلام تو را سرزنش مى كند . چرا از بيعتِ با او سر باز زدى؟ سعد گفت : سوگند به خداوند كه اين نظرى بود كه بدان رسيدم و اشتباه كردم . به درستى كه على بن ابى طالب عليه السلام ، داراى سه خصلت است كه اگر يكى از آنها نصيب من شده بود ، از دنيا و آنچه در آن است ، برايم دوست داشتنى تر بود . [٤]
٦٠.مروج الذهب ـ به نقل از ابن عايشه و ديگران ـ : پس از آن كه سعد ، على عليه السلام را ستايش نمود و براى وى ، خصلت هايى ياد كرد و آرزو كرد كه يكى از آنها را داشته باشد ، معاويه به او گفت : بنشين و پاسخ گفته هايت را بشنو. تو هيچ گاه مانند الآن ، نزد من شايسته سرزنش نبوده اى . [ اگر چنين بود] چرا او را يارى نكردى؟ چرا از بيعت با وى باز نشستى؟ حقيقتاً اگر آنچه را تو درباره على عليه السلام شنيدى ، من از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيده بودم ، تا زنده بودم ، خدمتگزار وى مى بودم . سعد گفت : سوگند به خداوند كه من به اين مقام از تو سزاوارترم . سپس معاويه گفت : فرزندان قبيله عُذره ، اين را از تو نمى پذيرند (گفته شده كه سعد ، بنده يكى از مردان قبيله عذره بود) . [٥]
ر.ك : دانشنامه امير المؤمنين : ج ٨ ، ص ٣١٣ (سعد بن ابى وقّاص) .
[١] المستدرك على الصحيحين : ٣ / ١٢٦ / ٤٦٠١ ، مناقب الإمام أمير المؤمنين : ٢ / ٤٠١ / ٨٧٨ .[٢] التاريخ الصغير : ١ / ١٢٦ ، الطبقات الكبرى : ٣ / ١٤٩ ، المعجم الكبير : ١ / ١٣٩ / ٣٠١ .[٣] المعارف ، ابن قتيبة : ٢٤٣ .[٤] المستدرك على الصحيحين : ٣ / ١٢٦ / ٤٦٠١ ، مناقب الإمام أمير المؤمنين : ٢ / ٤٠١ / ٨٧٨.[٥] مروج الذهب : ٣ / ٢٤ .