سياست نامه امام علي (ع) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٥٢
١٩.الكامل فى التاريخ: گفتند : جز تو را برنگزينيم . بارها نزد او آمد و شد كردند و در آخرين مرتبه به وى گفتند : به درستى كه كسى را شايسته تر از تو بر امر حكومت نمى شناسيم كه از تو پيشتازتر [ در اسلام] و به پيامبر ، نزديك تر باشد . آن گاه امام فرمود : «چنين مكنيد! اگر من وزير باشم ، بهتر از آن است كه امير باشم» . آنان گفتند : به خدا سوگند ، هيچ كارى انجام نمى دهيم ، مگر آن كه با تو بيعت كنيم . فرمود : «پس در مسجد ؛ چرا كه بيعت من ، پنهانى نخواهد بود و جز در مسجد ، انجام نخواهد شد» . در اين هنگام ، امام در خانه اش بود و گفته شده در بُستان بنى عمرو بن مبذول بود . آن گاه حضرت به سوى مسجد روانه شد ، در حالى كه عبايى بر دوش و لباسى بلند برتن و عِمامه اى از خَز بر سر داشت و كفش هايش در دستش بود و بر كمانى تكيه كرده بود . سپس مردم ، با وى بيعت كردند . نخستين كسى كه بيعت كرد ، طلحة بن عبيداللّه بود . حبيب بن ذؤيب ، به وى نگاه كرد و گفت : پناه بر خدا! نخستين دستى كه براى بيعت دراز شد ، دستى عليل و ناتوان بود. اين كار ، به سامان نرسد ! سپس زبير بيعت كرد . على عليه السلام به آن دو فرمود : «اگر دوست داريد ، شما با من بيعت كنيد و اگر مى خواهيد ، من با شما بيعت كنم؟» . گفتند : ما با تو بيعت مى كنيم . [١]
٢٠.الجمل ـ به نقل از زيد بن اَسلَم ـ : طلحه و زبير ، نزد على عليه السلام آمدند ، در
[١] الكامل فى التاريخ : ٢ / ٣٠٢ ، تاريخ الطبرى : ٤ / ٤٢٨ ، نهاية الأرب : ٢٠ / ١٠ .