سياست نامه امام علي (ع) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٥٠
١٢.امام على عليه السلام : باشند ، هر آينه ، افسار حكومت را بر پشتش رها مى كردم و آخرش را با كاسه اوّلش سيراب مى ساختم و مى ديديد كه دنياى شما نزد من ، از آبِ بينى بُز ماده اى بى ارزش تر است . [١]
١٣.امام على عليه السلام ـ از سخنان او كه اسباب پذي اى جان هاى گوناگون و دل هاى پراكنده كه بدن هاشان حضور دارد و خِرَدهايشان از آنها غايب است! شما را به حق مى خوانم ، ولى از آن مى گريزيد ، چنان كه بزغالگان از بانگ شيرِ غرّان مى گريزند . دور است كه با شما پايه هاى عدل را به پا دارم يا كژى هاى حقيقت را راست كنم! بار خدايا! تو مى دانى كه آنچه از ما سر زد ، رقابت در سلطنت (و حكومت) و آرزوى زيادىِ مال دنيا نبود ؛ بلكه [ بدان جهت بود] تا نشانه هاى دينت را بازگردانيم و اصلاح را در شهرهايتْ آشكار سازيم تا در سايه آن ، بندگان ستمديده ات امنيت پيدا كنند و حدودِ معطّل مانده ، اقامه گردد . [٢]
١٤.امام على عليه السلام ـ از حكمت هاى منسوب به ايش بار خدايا! تو مى دانى كه من در پىِ زمامدارى و حكومت و برترى جويى و رياست نبودم ؛ بلكه تنها در پىِ اقامه حدود و اجرا كردن شريعت ، نهادن امور بر جاى خود ، رساندن حقوق صاحبان حق ، حركت بر روش پيامبرت و هدايت گمراهان به نور هدايت بودم . [٣]
١٥.امام على عليه السلام : بيعت شما با من ، ناگهانى و بى انديشه نبود و انگيزه من و شما هم يكى نيست . به درستى كه من شما را براى خدا مى خواهم و شما مرا براى خودْ مى خواهيد . اى مردم! مرا در امور خود يارى رسانيد . سوگند به خداوند كه حقّ
[١] نهج البلاغة : خطبه ٣ ، علل الشرائع : ١٥١ / ١٢ ، معانى الأخبار : ٣٦٢ / ١ ، الإرشاد : ١ / ٢٨٩.[٢] نهج البلاغة : خطبه ١٣١ ، تحف العقول : ٢٣٩ ، المعيار والموازنة : ٢٧٧ .[٣] شرح نهج البلاغة : ٢٠ / ٢٩٩ / ٤١٤ ، الدرجات الرفيعة : ٣٨ .