سياست نامه امام علي (ع) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١١٧
امين ترين ياران منى و مورد اعتمادترين آنها و خيرخواه ترين و صاحب نظرترين آنان نزد منى» . [١] ٢ . در همان كتاب، از ربيعه و عماره، چنين گزارش شده است: گروهى از ياران على عليه السلام نزد او رفتند و گفتند : اى اميرمؤمنان! اين ثروت ها را ببخش و اشراف و بزرگان عرب و قريش را بر آزاد شده هاى غير عرب ، برترى ده ، و نيز آن كه را از مخالفت فراوانش هراس دارى [ برترى ده] . [ ربيعه] گويد : آنان ، اين سخن را از آن رو گفتند كه معاويه ، با آنان كه به سويش مى رفتند ، چنين مى كرد . على عليه السلام به آنان فرمود : «آيا مرا فرمان مى دهيد كه پيروزى را با ستم بجويم؟ به خدا سوگند ، چنين نكنم تا خورشيد طلوع مى كند و ستاره اى در آسمان مى درخشد . به خدا سوگند ، اگر اين ثروت ها از آنِ من بود ، به برابرى ميانشان رفتار مى كردم ، چه رسد كه اينها اموال عمومى است» . [٢] ٣ . سهل بن حُنَيف ـ كه فرماندار امام على عليه السلام در مدينه بود ـ ، نامه اى براى حضرت فرستاد و گزارش داد كه گروهى از مردم مدينه به معاويه پيوسته اند. امام عليه السلام در پاسخش نوشت: پس از حمد و سپاس خدا ؛ به من خبر رسيده كه گروهى از مردمى كه نزد تو به سر مى برند ، پنهانى نزد معاويه مى روند . دريغ مخور بر اين كه شمارِ مردانت كاسته مى شود و كمكشان از دستت مى رود . در گم راهى آنان و رهيافتگى تو ، فرارشان از هدايت و حقيقت به سوى كورى و نادانى بس ! آنان ، مردم دنيايند و بدان رو كرده و شتابان در پى اش افتاده اند . عدالت را شناختند و ديدند و شنيدند و آن را فهم كردند و دانستند كه مردم ، در نظر ما در برابر عدالت و حق برابرند. پس به سوى برترى جويى گريختند . دور باشند از رحمت خدا !
[١] بنگريد به : دانش نامه امير المؤمنين : ج ٧ ، ص ١٨٧ (عدالت در توزيع) .[٢] بنگريد به : ص ٢٧٦ (ح ٢٢٩) .