انگیزه سیاسی مأمون در ترویج مکتب ارسطوئی - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ٢٤ - مقدّمه
بدِین سبب، سالک راه حقّ کسِی است که با کمک عقل، نفس را مدِیرِیت کرده و با قرار دادن در مسِیر صحِیح، از آن بهره لازم را ببرد.
لاِیب نِیتس از فلاسفه وحکماء بزرگ آلمانِی که او را دانشمندان همسنگ دکارت و «نظِیر ارسطو» مِیدانند، در شناخت و معرفت حقاِیق مِیگوِید: «حکماء در درک حقائق آنچه که اثبات کردهاند درست است و در آنچه که نفِی کردهاند به خطا رفتهاند و درستِی اِین گفته از آن است که حقِیقت به اندازهاِی بسط و گسترش دارد که هر چه براِی آن اثبات کنند در آن مِیگنجد؛ نسبت به ارسطو تصدِیق کرده که متأخرِین کوتاهِی کردهاند و هنوز هم که هنوز است از تعلِیمات او مِیتوان بسِیار استفاده کرد».[١]
ارسطو دانشمند ِیونانِی، حصول علم و دانش را براِی انسان، ممکن و شرافت او را در همِین مِیدانست و معتقد بود که اختصاص و مزِیّت انسان به اِین است که بدون غرض و قصد انتفاع دنِیوِی، طالب دانش و معرفت است و به همِین جهت فنون علم، هر چه از نفع و سود مادِّی و ظاهرِی دورتر باشد شرِیفتر هستند، چنانکه اشرف علوم، حکمت نظرِی است که
١. سِیر حکمت در اروپا، ج٢، ص٧٧.