انگیزه سیاسی مأمون در ترویج مکتب ارسطوئی - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٣٤ - مناظرات دیگر امام رضا
المؤمنِین علِیهالسلام فرمود: فصل الخطاب به ما عطا شده است، آِیا فصل الخطاب چِیزى جز دانستن زبانهاست؟
مرحوم مجلسِی در کتاب بحار الأنوار، جلد چهل و نهم، صفحه ِیازدهم از ِیزِید ابن سُلِیط الزِیدِی نقل مِیکند که او مِیگوِید: موسِی بن جعفر علِیهماالسلام را ملاقات کردم عرض کردم: به من از امام بعد از خود خبر بده، همانند آنچه که پدر بزرگوار شما خبر داده است! آن حضرت فرمود: پدرم در شراِیط زمان خود زندگِی مِیکرد، ولِی اِین زمانِی که من هستم مثل آن نِیست! (حضرت با اِین جواب اجمالِی خواست او را از سر باز کند!) ِیزِید گفت: کسِی که به اِین مقدار دلخوش باشد، نفرِین خدا بر او باد! وانگه ِیک لبخندِی زد، سپس فرمود:
«... رسول خدا٦ را
در خواب دِیدم و امِیر المؤمنِین علِی علِیهالسلام به همراه او بود و در کنار آن حضرت،
خاتم «انگشتر» و شمشِیر و عصا و کتاب و عمامه بود. به آن حضرت عرض کردم
اِینها چِیست؟ و براِی چِیست؟ در پاسخ فرمودند: عمامه
نشان? سلطنت و شوکت خداوند عزّ و جلّ است و شمشِیر نشان? عزّت او - جلّ و جلاله - است و کتاب علامت نور خداست، عصا نشان? قدرت خداوند - تبارک و تعالِی - است و امّا خاتم مجمع و مظهر همه
اِین
امور است».
آنگاه آن حضرت فرمود: «ِیا ِیزِید، اِینها ِیک ودِیعهاِی است در