انگیزه سیاسی مأمون در ترویج مکتب ارسطوئی - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٧٥ - الف مناظره
هنگامِی که مناظره کنندگان به مقام والاِی علمِی حضرت رضاعلِیهالسلام پِی مِیبردند، به آگاهِی تمام و کمال اِیشان اقرار مِیکردند و حتِی خود مأمون چندِین مرتبه بِیان داشت: «هذا أعلمُ هاشمِیٍ».[١]
البته بعِید نِیست مأمون در عِین اِینکه مِیخواست برترِی حضرت بر ساِیر علوِیان دِیگر معلوم شود، در عِین حال در نظر داشت حضرت از بعضِی علماِی دِیگر شکست بخورد تا هم شکستِی براِی آن حضرت باشد و هم سرشکستگِی براِی کل اولاد ابوطالب! لذا به سلِیمان مَروَزِی که از متکلمان خراسان بود، گفت: «من به سوى تو نفرستادهام مگر به جهت معرفتم به تواناِیِی تو تا اِینکه حجت او را ابطال و مغلوبش کنِی!
در حقِیقت مناظراتِی که مأمون براِی امام رضا علِیهالسلام ترتِیب مِیداد، مبارزاتِی بود که مِیان بزرگترِین دانشمندان زمان از فرقهها و مذاهب مختلف و امام رضا علِیهالسلام انجام مِیشد و در اِین مجالس اگر مدافع اسلام ناب محمدِی، غِیر از امام رضا علِیهالسلام بود شکست مِیخورد. علم امامعلِیهالسلام به گونهاِی بود که بِیشتر علماِی آن زمان، بهحکم آنچه از منباِی مورد قبول استدلال مِیکرد، لذا به علم حضرت رضاعلِیهالسلام اعتراف داشتند؛ چه آنکه رواِیتهاِی فراوانِی حکاِیت از علم والاِی امام رضا علِیهالسلام داشت و مورد قبول جامع? آن زمان بود، بهگونهاِی که ابوصلت هروِی مِیگوِید: «از حضرت رضاعلِیهالسلام داناتر در عمرم ندِیدم! مأمون در مجلس خود دانشمندان بزرگ
١. شِیخ صدوق، التوحِید، محقق و مصحح: حسِینِی، هاشم، ص٤٥٤.