انگیزه سیاسی مأمون در ترویج مکتب ارسطوئی - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ٢٦ - مقدّمه
بعدِی و تاکنون شده است. مترجمان عربِی افزون بر ترجم? متن آثار ارسطو، همچنِین بسِیارِی از آثار شارحان و مفسران ِیونانِیزبان نوشتههاِی او را نِیز که در دوران هِلنِیسم[١] پدِید آمده بودند به عربِی برگرداندند. اِین کار نِیز انگِیز? دِیگرِی براِی گسترش روزافزون ارسطوگراِیِی در جهان اسلام شده بود.
بعضِی از فِیلسوفان مسلمان، تماِیل به فلسفه ارسطو را تا مرز شِیفتگِی به فلسف? او کشانده بودند. ابنرشد، فِیلسوف و شارح بزرگ نوشتههاِی ارسطو، برجستهترِین نمون? آن است. وِی در ِیکجا مِیگوِید: «سپاس خداِیِی را که اِین مرد [ِیعنِی ارسطو] را از مِیان دِیگران، در کمال ممتاز کرده و وِی را در برترِین جاِیگاه عظمت انسانِی قرار داده است که هِیچ انسانِی در هِیچ دورانِی نتوانسته است به آن برسد».
ابن رشد در جاِیِی دِیگر مِیگوِید: «من معتقدم که اِین مرد نمونهاِی بوده که طبِیعت پدِید آورده است تا کمال نهانِی انسانِی را در امور مادِی نشان دهد. او آن کسِی است که حقِیقت نزد وِی به کمال رسِید».
اِینگونه ستاِیشها از ارسطو، کم و بِیش نزد دِیگر فِیلسوفان و اندِیشمندان اسلامِی نِیز دِیده مِیشود. فهرست ترجمههاِی عربِی
١. هلنِیسازِی ِیا هلنِیسم پذِیرش فرهنگ، مذهب، زبان و هوِیت ِیونانِی از طرِیق ترجمه مکتوبات توسط غِیرِیونانِیان است.