انگیزه سیاسی مأمون در ترویج مکتب ارسطوئی - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ٥٦ - بیان عبارت «لَمْ یطَّلِعْ عَلَیهِ نَبِیٌّ مُرْسَلٌ وَ لاَ مَلَكٌ مُقَرَّبٌ»
سِیاست و اندِیشههاِی مزوّرانه او اِین بود که در نظر داشت حضرت علِی بن موسِی الرضا علِیهماالسلام را در انظار مردم بِیاعتبار و فاقد ارزش نماِید؛ لذا پِیشنهاد کرد که روز عِید فطر، نماز عِید را آن حضرت بخواند. حضرت نِیز به مقتضاِی قدرت و توان خوِیش آن را مشروط کرد بر اِینکه خروج خود به مصلاِیش به روش جدّش رسول خدا ٦ باشد. مأمون پِیشنهاد حضرت را پذِیرفت.
به دستور مأمون، عدهاِی عالِیرتبه از فرماندهان نظامِی و لشکرِی با چکمههاِی مُطلّا و اسبهاِیِی با زِین و افسار جواهرنشان و علامت و درجههاِی زرِّین در جلوِی خانه حضرت صف کشِیده بودند تا حضرت را به سوِی مصلّا مشاِیعت کنند. ناگهان دِیدند حضرت با پاِی برهنه و تکبِیرگوِیان از خانه خود بِیرون آمد و به سوِی مصلّا حرکت کرد. نِیروهاِی لشکرِی و کشورِی وقتِی اِین صحنه مهِیّج و محرّک معنوِی را دِیدند، خود را از اسب به زمِین انداختند، بند چکمهها را با سرنِیزهها پاره کردند و با پاِی برهنه به دنبال حضرت حرکت کردند. جاسوسان مأمون اِین صحنه را به وِی گزارش دادند. مأمون دستور داد حضرت را برگردانند و بعد از آن بود که مأمون نقشه قتل حضرت را کشِید.
وقتى علِی بن موسِی علِیهماالسلام مجبور به قبول مقام ولاِیتعهدِی شدند، اِیادِی مأمون اِین سخن را در بِین مردم پخش مِیکردند که اِین همان شخصِی است که از زهد و بىرغبتى او به دنِیا صحبت