انگیزه سیاسی مأمون در ترویج مکتب ارسطوئی - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٤١ - مبدأ پیدایش فلسفه در میان دانشمندان جهان اسلام
صرف نظر از اِینکه فلسفه فعلِی ِیک پدِیده اِیرانِی است ِیا ِیونانِی و ِیا مصرِی و ِیا هر کشور دِیگر باشد، اما انصاف اِین است که در رشد و ارتقاء و تکامل آن، دانشمندان اِیرانِی مثل فارابِی و ابن سِینا و خواجه نصِیرالدِین طوسِی و صدر المتألهِین و فلاسفه اسلامِی دِیگر نقش اساسِی داشتهاند.
در اِینباره مرحوم استاد شهِید مطهرِی در مقدمه روش رئالِیسم مِینوِیسد: باِید الحق انصاف داد فلاسفه اسلامِی بِیشتر همت خوِیش را صرف تحقِیق در اِین فن کردهاند و خوب از عهده اِین
→ به دِیدار پِیامبر٦ شتافت که شهرت اكثم به حكمت و دانش، او را همتاِی بزرگمهر و لقمان حكِیم قرار داده است. ابن ابِی الحدِید او را حكِیمترِین عرب روزگار خود شمرده است. اكثم نخستِین كسِی بود كه حكم «الولد للفراش» را صادر كرد و پس از آن، اسلام آن را به عنوان حکم امضائِی تأِیِید كرد. اكثم از چنان اعتبارِی برخوردار بود كه نعمان بن منذر، او را با گروهِی از نخبگان عرب همراه نامهاِی نزد پادشاه اِیران به مداِین فرستاد و در اِین دِیدار، وِی با پادشاه سخن گفت و شاه از سخنان نِیكو و حكِیمان? اكثم در شگفت شد و گفت اگر عرب فقط تو را داشت، كفاِیت مِیكرد و از چنان منزلتِی برخوردار است كه در شمار سخنان پِیشواِیان و حكِیمان نامدار اسلام قرار گرفته است و حارث بن کلده حارث بن کَلَده بن عمرو بن عِلاج ثقفِی، پزشک عرب معاصر پِیامبر اسلام ٦ بود، انوشِیروان پس از بار دادن به حارث بن کلده از نام و نسب و قوم و حرفه او مِیپرسد و چون درمِیِیابد که پزشکِی عرب است، زبان به نکوهش مردم عرب مِیگشاِید که «عرب با پزشک چه سازد با اِین نادانِی، کم خردِی ...» و حارث در پاسخ مِیگوِید که اگر عرب چنِین باشد (به داشتن پزشک) شاِیستهتر است، زِیرا نِیازمندِ کسِی است که نادانِیاش را به صلاح آورد. سپس انوشِیروان پرسشهاِی بسِیار مِیکند و حارث نِیز بدانها پاسخ مِیدهد و از شِیوه کار خوِیش سخن مِیگوِید.