انگیزه سیاسی مأمون در ترویج مکتب ارسطوئی - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٩٠ - چو دزدی با چراغ آید، گزیدهتر برد کالا
و به ترجمه آن فرمان داد. بالخصوص در علم کلام و امامت که استادش ابوالهُذِیل[١] محمد بصرِی معتزلِی بود و در دوران او علم کلام خِیلِی رواج پِیدا کرد. بهوِیژه بحث و مناظره درباره مخلوق بودن قرآن که دِیگران قائل بودند به خلق قرآن، اِین بحث نوظهور در اِیّام هارون الرشِید پِیدا شد و مردم ِیک گروهِی قائل به خلق بودن قرآن بودند و برخِی قائل به غِیر آن. مأمون مردم را وادار کرد بر قول به خلق قرآن، بهگونهاِی که در اِین سماجت داشت هر آن کسِی که قائل به خلق قرآن نبود او را به أشدّ عقوبت آزار مِیداد.
امام احمد بن حنبل ِیکِی از أئمه اهل سنت و جماعت ِیکِی از ممتنعِین قول به خلق قرآن بود که به دستور مأمون او را دستگِیر با غل و زنجِیر دست و پاِیش را بستند و به سوِی مأمون فرستادند. منتهِی امر پِیش از رسِیدن احمد بن حنبل به خدمت مأمون، مأمون از دنِیا رفت. او به جنگ رومِیان و فتح و فتوحات زِیادِی نائل شد و اجل مهلتش نداد و او در هجدهم ماه رجب در سن ٤٩ سالگِی از دنِیا رفت. بنا بر قولِی ٣٩ سالگِی و به قول دِیگر ٤٨ سالگِی از دنِیا رفت.
١. اَبوالْهُذَِیْلِ عَلّاف، محمد بن هذِیل بن عبدالله، متكلم بلند آوازه و از پِیشواِیان نخستِین معتزله بود و بِیشتر عمر خود را در بصره سپرِی كرد. از آنجا كه خاندان وِی از موالِی بنِی عبدالقِیس بودند از همِین روِی وِی را عبدِی مِیخواندند. مِیتوان احتمال داد كه ازخانوادهاِی اِیرانِیتبار بوده است (نک : ملطِی، ٤٣). نوشتهاند كه چون در محل? كاهفروشان بصره منزل داشت، به «علّاف» شهرت ِیافت. (دائرة المعارف بزرگ اسلامِی).