انگیزه سیاسی مأمون در ترویج مکتب ارسطوئی - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ٥١ - مخزون
ساخت و سپس خداِی عزّ و جلّ او را فرمود: برو و رفت. سپس او را فرمود پِیش بِیا آمد. وانگه به او فرمود سخن بگو گفت: ستاِیش خداِی را كه نه ضدِّی دارد و نه همتاِیِی و نه مانندِی و نه همسرِی و نه همترازِی و نه مثلِی. خداِیِی كه همه چِیز در برابر بزرگوارِیش خاضع و تسلِیم محض است.
پس پروردگار تبارک و تعالِی فرمود: به عزت و جلالم سوگند كه زِیباتر و فرمانبردارتر و والاتر و شرِیفتر و عزِیزتر از تو آفرِیدهاِی را هرگز نِیافرِیدهام. به واسطه تو مؤاخذه كنم و به واسطه تو عطا نماِیم و به ِیگانگِی شناخته شوم و پرستِیده گردم و خوانده شوم و مورد امِیدوارِی باشم و خواسته شوم و به واسطه تو از من بترسند و برحذر باشند و پاداش و کِیفر به واسطه تو باشد.
در اِین هنگام عقل به سجده افتاد و هزار سال در حال سجده بود پس خداِی تبارک و تعالِی فرمود: سرت را بلند کن و هر چه خواهِی سؤال كن تا به تو إعطا شود و شفاعت كن تا پذِیرفته گردد. عقل سرش را برداشت و عرض كرد: بار الها، از تو سؤال مِیكنم كه شفاعت مرا درباره خردمندان بپذِیرِی. پس خداِی جل جلاله به فرشتگانش فرمود: شما را گواه مِیگِیرم كه من شفاعت او را درباره هر كس كه عقل را در نهاد او آفرِیدهام پذِیرفتم.
مخزون:
مخزون اسم مفعول است و به معناِی «در خزانه قرار داده شده»