انگیزه سیاسی مأمون در ترویج مکتب ارسطوئی - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٣٨ - مناظرات دیگر امام رضا
جهانِی پِیدا کرده است، «نضر بن حارث بن کَلدَه ثقفِی» دانستهاند.
نضر بن حارث ِیکِی از بزرگان أعراب مکه و پسر خال? پِیامبر اکرم٦ بود که در دورة صدر اسلام از معدود اعراب باسواد بود، او با منطقة حِیره در جنوب عراق ارتباط فرهنگِی داشت و به اهواز نِیز سفرِی داشته است و با خواندن داستانهاِی شاهان اِیرانِی، مردم را از اجتماع به دور پِیامبر اسلام٦ شدِیداً برحذر مِیداشت و مِیگفت: داستانهاِیِی که من مِیگوِیم، از قصههاِی او بهتر است».
→ است و اِین نشان مِیدهد که مردم چِین در اول، عرب را توسط اِیرانِیان درِیانورد و تجار بَرِّی اِیران شناختهاند. مرحوم محمد تقِی بهار در سَبکشناسِی آورده است که اِیرانِیان از قدِیم به مردم اجنبِی «تاچِیک» ِیا «تاژِیک» مِیگفتهاند، چنانکه ِیونانِیان به بِیگانگان «بَربَر» گفته و اعراب به غِیر خود، «اَعجمِی» ِیا «عجم» مِیگوِیند. اِین لفظ در زبان درِی تازه، «تازِی» تلفظ شد و رفته رفته تخصصاً خاصّ اعراب گردِید، ولِی در توران و ماوراءالنهر، لهجه قدِیم باقِی ماند و به اجانب «تاچِیک» مِیگفتند و بعد از اختلاط ترکان آلتاِیِی با فارسِی زبانان آن سامان، لفظ «تاچِیک» به همان معنِی، داخل زبان ترکِی شد و فارسِی زبانان را «تاجِیک» خواندند و اِین کلمه بر فارسِیان اطلاق گردِید و ترک و تاجِیک گفته شد. (سبکشناسِی، ج٣، ص٥٠، حاشِیه١). تازِی ِیعنِی عرب و گوِیا آن شکل فارسِی کلمه طائِی ِیعنِی منسوب به قبِیله طِی مِیباشد و به موجب شهرت اِین قبِیله از بابت تسمِیه کل به اسم جزء، طاِیِی به تمام عرب گفته شده است. ما اِیرانِیان تمام ِیونان را به نام ِیک قبِیله از آن ملت (ِیونِیام) نام نهادِیم و کلمه پارسه هم وقتِی نام ِیک قسمت و ِیک طاِیفه اِیران بوده و بعد از طرف ِیونانِیها و عرب، به تمام اِیران اطلاق شد؛ ِیعنِی ِیونانِی «پرسِیا» و عرب «فرس» گفت. ِیونان را رومِیها به نام ِیک قبِیله ِیونان که بِین آنها معروف بوده، «گِیرسِیا» نام نهادند. (لغتنامه دهخدا، علِیاکبر، سرواژه «تازِی»).