انگیزه سیاسی مأمون در ترویج مکتب ارسطوئی - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٦٢ - تحول فلسفه در زمان مأمون عباسی
اِین خبربرآشفتند و ابراهِیم بن المهدِی را به خلافت بِیعت کردند و مأمون ناچار آنچه را که در باب انتقال خلافت به آل علِی گفته بود انکار کرد و در سال ٢٠٢ق براِی خواباندن شورش بغداد بسوِی آن شهر روانه شد.
پِیش از عزِیمت به بغداد، دستور داد فضل بن سهل را در حمام کشتند[١] و سال بعد از آن علِی بن موسِی الرضا علِیهماالسلام را نِیز در شهر
[١] . مهمترِین موردِی که موجب اختلاف بِین مأمون با فضل را آشکار نمود، گزارشِی بود که امام رضاعلِیهالسلام، با وجود پنهانکارِی فضل بن سهل، از اوضاع نابسامان عراق به مأمون داد. مأمون با آگاهِی از اِین وضع، در سال ٢٠٢ تصمِیم گرفت به عراق برود و به اِین ترتِیب، بخت فضل بن سهل نِیز برگشت و در دوم شعبان همان سال، در مسِیر، در شهر سرخس، وقتِی فضل بن سهل مشغول استحمام بود، همانطور که خودش پِیشبِینِی کرده و برادرش نِیز به وِی در اِین باره هشدار داده بود، بهدست چهارتن با ضربههاِی شمشِیر کشته شد. در منابع، اِین چهار تن از نزدِیکان مأمون معرفِی شدهاند. با اِین حال، پارهاِی منابع دلِیلِی ناموجه براِی قتل فضل ذکر کردهاند. بنابراِین منابع، فضل بن سهل چندان بر مأمون تسلط ِیافته بود که دربار? کنِیزِی که مِیخواست بخرد با او رقابت کرد و مأمون او را کشت. مأمون براِی دستگِیرِی قاتلان فضل جاِیزهاِی تعِیِین کرد تا خود را از دست داشتن در قتل او مبرّا جلوه دهد. عباس بن هِیثم دِینورِی آنان را دستگِیر کرد و با آن که مدعِی شدند مأمون به آنان دستور قتل فضل را داده است، کشته شدند. چند تن دِیگر نِیز به اتهام دست داشتن در قتل فضل، به دستور مأمون کشته شدند. درمنابع از دسِیس? مأمون در قتل فضل سخن گفته شده است، اما مأمون خود را از اِین ماجرا بهشدت غمگِین نشان داد، براِی او عزادارِی کرد، مرگ وِی را به مادرش تسلِیت گفت و سر قاتلان او را براِی برادرش حسن، به عراق فرستاد و او را جانشِین فضل ساخت. به اِین ترتِیب، فضل بن سهل که دولتش همانند دولت برمکِیان و نِیز پرورش ِیافت? مکتب آنان بود، در برآوردن اِین آرزو که نفوذ فرمانش را در شرق و غرب سرزمِینهاِی ←