انگیزه سیاسی مأمون در ترویج مکتب ارسطوئی - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٢٠ - اساس و بنیاد ادبیات با لسانهای مختلف
لفظ وِیژهاِی هنگام تعلق قصد معناِی منظور به تفهِیم آن به لفظ مخصوص مِیباشد و ارتباط لفظ و معنا همانا انتزاع از اِین التزام و قصد معنا حاصل مِیشود و همِین امر موافق است با معناِی وضع در لغت،چه آنکه وضع به معناِی جعل و اقرار بِین اِین دوتا است و همِین معنا مراد از وضع در نظام و جامعه کنونِی است که به معناِی جعل و اقرار آن مِیباشد و از همِینجا ظاهر مِیشود که اطلاق واضع بر جاعل اول به خاطر اسبقِیّت او در جعل و وضع مِیباشد وگرنه هر شخص از افراد اهل لغت حقِیقتاً در نوبت خود واضع است.[١]
اساس و بنِیاد ادبِیات با لسانهاِی مختلف:
اِین حروف، سِی و سهگانه هستند که ٢٨ حرف از آنها نشانگر زبانهاى (لهجههاى) عربى است و از ٢٨ حرف، ٢٢ حرف نشانگر زبانهاى سرِیانى و عبرى است و از مِیان آنها پنج حرف در
[١] . فالتحقيق ان ارتباط اللفظ بالمعنى ليس من الأمور الواقعية و لا من الأمور الاعتبارية و ليس هو من حقيقة الوضع فِی شِیء بل هو من شئون الوضع و توابعه و من الأمور المنتزعة منه بيان ذلك ان حقيقة الوضع على ما يساعده الوجدان عبارة عن الالتزام النفسِیّ بإبراز المعنى الّذِی تعلق قصد المتكلم بتفهيمه بلفظ مخصوص فمتعلق الالتزام و التعهد امر اختيارِی و هو التكلّم بلفظ مخصوص عند تعلق القصد بتفهيم معنى خاص و الارتباط بينهما انما ينتزع من هذا الالتزام و هذا المعنى هو الموافق لمعنى الوضع لغة فانه فيها بمعنى الجعل و الإقرار و منه وضع القانون بمعنى جعله و إقراره و من هنا يظهر ان إطلاق الواضع على الجاعل الأول انما هو لأسبقيته و إلّا فكل شخص من افراد أهل لغة واضع حقيقة. (اجود التقرِیرات، ص١٢).