انگیزه سیاسی مأمون در ترویج مکتب ارسطوئی - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٨٧ - انگیزه مأمون در حذف امام و تعطیل مکتب او
اراد? دِیگرِی ندارد. مأمون نِیز بهعنوان تروِیج فلسفه ارسطوِیِی، همِین منظور را داشت. وگرنه اگر منظورش فلسفه بهمعناِی «صيرورة الإنسان عالَما عقليّا مضاهيا للعالَم العِینِی» و ِیا درِیافت حقائق اشِیاء «کما هِی»[١]بود، به خودپردازِی و تزکِیه نفس مِیپرداخت و اما چونکه مقصودش از فلسفه ارسطو اِین نبود، لذا راهِ نَکراء و شِیطنت را اختِیار مِیکرد، غافل از اِینکه خداوند تبارک و تعالِی مِیفرماِید: (وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللهُ وَ اللهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ)[٢] «خِیر الماکرِین» بودن حضرت حق شاِید از اِین نظر باشد که خداوند، مکر مکّارها را که حاصل اندِیشه خود آنها مِیباشد، علِیه خود آنها بر مِیگرداند؛ مثلاً مأمون از راه مکر با کلِیه عوامل خود با صرف وقت زِیاد و هزِینه کلان، بهقصد شکست و مغلوبِیت حضرت علِی بن موسِی الرضا علِیهماالسلام فراهم مِیکند، ولِی در نهاِیت به مغلوبِیت و سرافکندگِی مفتضحانه وِی تمام مِیشود:
چراغِی که اِیزد برفروزد هر آن کس پف کند رِیشش بسوزد
و هر کس در اِین باره اندکِی فکر بکند، مواردِی از اِین نمونهها
١. اِی نــسـخه نـامـه الــهِی کــه تــوِیـِی
وِی آِیــنــه جــمـال شــاهـِی کـه توِیـِی
بـِیرون ز تـوست هـر چـه در عالم هسـت
در خود طلب هر آنچه که خواهِی که توِیِی.
٢. سوره آل عمران، آِیه٥٤.