انگیزه سیاسی مأمون در ترویج مکتب ارسطوئی - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٥ - مقدّمه
توسعه مکتب ارسطو در زمان حاکمِیّت خود، به شکست خود سرپوش بگذارد و بهعنوان تروِیج فلسف? ارسطوِیِی، تصمِیم داشت درِ مکتب اهل بِیت: را ببندد، وگرنه اگر منظورش فلسف? بهمعناِی «صيرورة الإنسان عالَما عقليّا مضاهيا للعالَم العِینِی» و ِیا درِیافت حقائق اشِیاء «کما هِی» بود، به خودپردازِی و تزکِی? نفس مِیپرداخت و اما چونکه مقصودش از فلسف? ارسطو اِین نبود، لذا راهِ نَکراء و شِیطنت را اختِیار کرد. غافل از اِینکه خداوند تبارک و تعالِی مِیفرماِید: (وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللهُ وَ اللهُ خَـيْرُ الْمَاكِرِينَ). «خِیر الماکرِین» بودن حضرت حق شاِید از اِین نظر باشد که خداوند مکر مکارها را که حاصل اندِیشه خود آنها مِیباشد علِیه خود آنها بر مِیگرداند. مثلاً مأمون از راه مکر، با کلِیه عوامل خود با صرف وقت زِیاد و هزِین? کلان بهقصد شکست و مغلوبِیت حضرت علِی بن موسِی الرضا علِیهماالسلام فراهم مِیکند، ولِی در نهاِیت به مغلوبِیت و سرافکندگِی مفتضحانه وِی تمام مِیشود:
چراغِی که اِیــزد برفــروزد هر آن کس پف کند رِیشش بسوزد
لازم به ذکر است که در تدوِین و تحقِیق نوشت? پِیشرو، از عالم فرزانه حجت الاسلام جناب آقاِی شِیخ محمدعلِی علِیزاده بهشهرِی که کمال همکارِی و همِیارِی را داشتهاند، صمِیمانه تشکر مِیکنم و از خداوند منّان براِی اِیشان آرزوِی موفقِیت بِیشترِی دارم.
سِید مهدِی حسِینِی بِیان