انگیزه سیاسی مأمون در ترویج مکتب ارسطوئی - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٤ - مقدّمه
براى مردم قرار نمىدهد كه زبان آنها را نداند. آِیا نشنِیدهاى كه امِیرالمؤمنِین علِیهالسلام فرمود: فصل الخطاب به ما عطا شده است، آِیا فصل الخطاب چِیزى جز دانستن زبانهاست.[١]
امروزه برخِی در اثر تحجّر و جمود فکرِی اِینطور فکر مِیکنند که اگر زبانهاِی خارجِی را ِیاد بگِیرند، کأنَّ از زبان ملِّی خود روِیگردان شده و به زبان کفر روِی آورده و ملتجِی شدهاند. بدِین جهت، بهشدّت از فرا گرفتن زبانهاِی خارجِی «مثل انگلِیسِی» پرهِیز مِیکنند. چه آنکه آن را زبان کفر مِیدانند. غافل از آنکه اگر حضرت علِی ابن موسِی الرضا علِیه السلام امروز حضور داشت با زبان آنها به سؤالشان جواب مِیداد.
مأمون براِی کمرنگ کردن عظمت قدرت سِیاسِی حضرت رضا علِیه السلام بهخصوص شکوه و تجلِّی عظمت آن حضرت در آن مجلس مناظره، در نظر داشت تا مکتب امام رضا علِیه السلام را با تروِیج و وارد کردن فلسف? ارسطو، کمارزش کرده و از اعتبار علمِی آن بکاهد؛ کما اِینکه اِین نکته در مخالفت حاکم بِیزانس «قبرس» با اسلام پس از مشورت با امِیران و دانشوران کشور و تغِیِیر نظر وِی، مطابق پِیشنهاد ِیکِی از روحانِیان برجسته که معتقد بود با فرستاده شدن آثار فلسفِی و علمِی ارسطو به سرزمِینهاِی اسلامِی، اِیمان مسلمانان با مطالعه آنها سست مِیشود، مأمون نِیز با توجه به الهام گرفتن از اِین سِیاست حاکم بِیزانس، در نظر داشت با وارد کردن فلسف? ارسطوِیِی در تروِیج و
١. تارِیخ زندگانِی امام رضا ، رفِیعِی، علِی، ج ١، ص ٧٠.