انگیزه سیاسی مأمون در ترویج مکتب ارسطوئی - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٢ - مقدّمه
بِیندازد تا از نهضتهاِی پِیدرپِی بنِیفاطمه که براِی واژگون ساختن خلافت بنِیعباس بر پا مِیشد، جلوگِیرِی بنماِید.
بدِین منظور، مأمون آن حضرت را نخست به قبول خلافت و پس از آن ولاِیتعهدِی دعوت نمود. پس از تأکِید و اصرار و بالاخره تهدِید، آن حضرت ولاِیتعهدِی را به اِین شرط که از عزل و نصب و کلِیه مداخلات در امور عالِیه معاف باشد پذِیرفت؛ لذا مأمون وقتِی از نصب ولاِیتعهدِی و پس از آن پِیشنهاد نماز عِید فطر نتِیجهاِی براِی اندِیش? مزوّران? خود نگرفت، نقش? تشکِیل جلس? مناظره با سران ادِیان و ملل جهانِی را کشِید.
امام رضا علِیه السلام در مناظراتِی که مأمون به صورت تحمِیلِی تشکِیل مِیداد، با پِیروان مذاهب و مکاتب مختلف جهان گفتگو و مناظره داشتند. از نگاه بروندِینِی همچون برقرارِی هماِیشهاِی بِینالمللِی بِین ادِیان و از نگاه دروندِینِی چنِین گفتگوهاِیِی بِین فرقههاِی گوناگون در مواجهه با شِیعه دوازده امامِی، در تارِیخ اسلام نظِیر ندارد.
هنگامِی که مناظرهکنندگان به مقام والاِی علمِی حضرت رضا علِیه السلام پِی مِیبردند، به آگاهِی تمام و کمال اِیشان اقرار مِیکردند و حتِی خود مأمون چندِین مرتبه بِیان داشت: «هذا أعلمُ هاشمِیٍ».
امام رضا علِیه السلام در مناظراتِی که با سران ادِیان و مکاتب داشتند، پاسخ خود را بر مبناِی اعتقاد شخصِی مخاطب و دلائل آنها بِیان مِیفرمودند و اِین روش، مظهر دِیگرِی از توانمندِی امام علِیه السلام بود؛