انگیزه سیاسی مأمون در ترویج مکتب ارسطوئی - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٣ - مقدّمه
بدِین جهت هنگامِی که مأمون از بزرگ مسِیحِیان (جاثلِیق) خواست با امام علِیه السلام مناظره کند، او گفت: چگونه با کسِی بحث کنم که به کتابِی استدلال مِیکند که من آن را قبول ندارم و به گفتار پِیامبرِی احتجاج مِیکند که من به او اِیمان ندارم؟ حضرت فرمود:[١] «اِی مرد مسِیحِی! اگر از انجِیل براِیت دلِیل بِیاورم مِیپذِیرِی؟». جاثلِیق گفت: آرِی. در واقع امام رضا علِیه السلام بر اساس مشترکات قابل قبول، بهگونهاِی با وِی مناظره نمود که جاثلِیق پس از مناظره با اِیشان گفت: «به حق مسِیح سوگند، من هرگز گمان نمِیکردم در مِیان مسلمانان کسِی مانند تو باشد». ضمناً حضرت با رهبران مکاتب دِیگر مثل هربذ اکبر زرتشتِیان، رأس الجالوت رهبر کلِیمِیان و عمران صابِی متماِیل به مادِّیگراِیِی به همِین روش مناظره کرد و همگِی به عظمت علمِی و معنوِی حضرت اقرار کرده و اِیمان آوردند.
شِیخ صدوق در عِیون أخبار الرضاعلِیه السلام - به نقل از اباصلت هروى - مِیگوِید: امام رضا علِیه السلام در مواجه? با مردم به زبان خودشان صحبت مىکرد و به خدا قَسم به هر زبانى، از اهل آن زبان داناتر و گوِیاتر سخن مىگفت. روزى به اِیشان عرض كردم: ِیابن رسول اللّه! من از آشناِیى شما به زبانهاى گوناگون در شگفتم! فرمود: اى اباصلت! من حجّت خدا بر آفرِیدگان او هستم و خداوند حجّتى را
١. فقال له الرضا علِیه السلام: ِیا نصراني فإن احتججت علِیك بإنجِیلك أتقر به؟ قال:الجاثلِیق: وهل اقدر علِی رفع ما نطق الإنجِیل؟! نعم والله اقر به علِی رغم انفي. (عِیون اخبار الرضا، الشِیخ الصدوق، ج ٢ ص ١٤١).