انگیزه سیاسی مأمون در ترویج مکتب ارسطوئی - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٨٤ - د پاسخ به پرسشها و شُبُهات دینی
همام علِی بن موسِی الرضا علِیهماالسلام که متبحّر در بحر معارف محمدِی ٦ ملقب به عالم آل محمد و وارث صولت حِیدرِی علِیهالسلام که انسانِیّتِ به فعلِیّت رسِیده است که از او تعبِیر مِیشود به انسان کامل،[١] همانطور که امام صادق مِیفرماِید که من زاد? رسول خداِیم و منم که کتاب خدا را مِیدانم، که در آن است آغاز خلقت و آنچه تا روز قِیامت خواهد بود، و در اوست خبر آسمان و خبر زمِین و خبر بهشت و خبر جهنّم و خبر آنچه بود و خواهد بود، من اِینها را مِیدانم چنانکه گوِیِی به کف دست خود مِینگرم،[٢] ضرب شصت درخور تحسِین در برابر ارباب ادِیان و مذاهب بزرگ جهانِی از خود نشان داد، بهگونهاِی که آن همه دانشمندان از شرق و غرب کر? زمِین بهخصوص ِیک آدم بحّاث صاحب ادعا مثل عمران صابِی که همه در برابر آن حضرت خضوع کرده و تسلِیم شدند آنها را دِید، عادتاً لازم بود توجه داشته باشد که سِیاست مزوّرانه مأمون شکست خورد و او را به عقد? حقارت بِیشترِی دچار کرد، لازم بود بداند که اِین ترفندهاِی مأمون ثمرِی نداشت، بلکه نتِیجه معکوسِی داد و او را به فکر انداخت مادامِی که اِین مکتب با اِین فرهنگ و با اِین دانش استوار رهبران بزرگ جهانِی، خود را نشان داد، دِیگر نمِیشود با اِین مناظره و منازعه ثمر بدهد. فکر کرد که اگر در برابر
١. ِیعنِی او نمِیتواند بگوِید فعلاً حضور ذهن ندارم، بعداً جواب مِیدهم.
٢. البرهان فِی تفسِیر القرآن، ج١، ص٣٢.