انگیزه سیاسی مأمون در ترویج مکتب ارسطوئی - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٩ - مقدّمه
منقول به امورِی اطلاق مِیشود که از طرِیق چشم و گوش انتقال مِیِیابد، ولِی معقول به چِیزِی اطلاق مِیشود که علاوه بر حواس ظاهرِی، ادراک عقلِی که برتر از حواس ظاهرِی است نِیز در درِیافت آن دخالت داشته باشد. به اِین ترتِیب مِیتوان گفت کسِی که منقول را معقول مِیکند و به تن نقل، لباس عقل مِیپوشاند باِید از تعالِی و تکامل عقلِی برخوردار بوده و مراحل سلوک ادراکِی را از پاِیِینترِین مرتبه تا مراتب عالِی آن طِی کرده باشد. اما کسانِی که سلوک عقلِی ندارند و در دستِیافتن به همه مراحلِ ادراک ناتوان ماندهاند، از عهده اِین کار ظرِیف نِیز بر نمِیآِیند.
بررسِی آثار اشاعره نشان مِیدهد که آنها با تعطِیل عقل، با مسائل ژرف فلسفِی و حِکمِی آشناِیِی نداشتهاند و اصولاً با عقل ناب و مستقل و حکمت متعالِیه نِیز سر سازگارِی ندارند».[١]
ابوحامد غزالِی که خود از بزرگان اشاعره به شمار مِیآِید، به اِین مسئله آگاهِی درست و بههنگام داشت که در صدد تألِیف کتاب ارزشمند «بدِیع الاقتصاد فِی الاعتقاد» بر آمد. اِین کتاب از جهت تارِیخ تألِیف، در زمره آخرِین و در نتِیجه کاملترِین کتابهاِی غزالِی به شمار مِیآِید که درباره نکوهش از افراط و تفرِیط نوشته شده و بر مِیانهروِی در اندِیشه و عقِیده، توصِیه و تأکِید کرده است.
١. نصِیر الدِین طوسِی، دِینانِی، ص١٣٣.