انگیزه سیاسی مأمون در ترویج مکتب ارسطوئی - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٨ - مقدّمه
ابو سلِیمان سجسّتانِی[١] مِیفرماِید: معِیار در اعتبار اشخاص عقل است که به حکمت الهِی در نهاد وِی به ودِیعت گذاشته شده است تا هر کس پاِیه خوِیش را بداند و مقام ارجمند خود را بشناسد و بالتالِی به سعادت و شرافت حقِیقِی نائل گردد.[٢]
فروِید از جمله کسانِی است که در اثبات ناتوانِی عقل اصرار داشت و از ضمِیر ناخوداگاه، بسِیار سخن گفت؛ اما به اِین واقعِیت معقول اعتراف کرد و گفت: «در نهاِیت هِیچ چِیز نمِیتواند در برابر عقل و تجربه اِیستادگِی کند.»[٣] که عقِیده از آن جهت که عقِیده است معتبر شناخته نمِیشود، بلکه اعتبار و استحکام ِیک عقِیده، بدون جهت است که عقل آن را موجّه مِیشناسد.
اِیشان مِینوِیسد: «تردِیدِی نمِیتوان داشت که تقسِیم کردن امور به قسم معقول و منقول، در نسبت انسان و مراحل ادراکِی او انجام مِیپذِیرد.
١. اَبوسُلِيمانِ سَجِستانِی، او محمد بن طاهر بن بهرام سجستانِی (سيستانِی)، مشهور به منطقِی، انديشمند، فيلسوف و عقايد نگار.ابن نديم كه معاصر و ظاهراً شاگرد او نيز بوده، از وِی به عنوان «شيخ ما» نام مِیبرد. گفته مِیشود ابوسليمان از پيروان مذهب حنفِی بوده است به گفتة قفطِی، ابوسليمان يك چشم (اعور) و دچار پيسِی بوده و به همين علت از مردمان دورِی مِیگزيده و خانهنشين بوده است و تنها دانشپژوهان به ديدار او مِیرفتهاند،باِید از اندِیشمندِی مثل ابوسلِیمان نوشتههاِی فراوانِی باشد که ِیکِی از کتابهاِی معروفش صوان الحکمه مِیباشد. (دائرة المعارف بزرگ اسلامِی).
٢. از دِیباچه کتاب رهبر خرد، حکِیم محمود شهابِی ص ز.
٣. نصِیر الدِین طوسِی، دِینانِی، ص١٢٩.