انگیزه سیاسی مأمون در ترویج مکتب ارسطوئی - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٤٣ - مبدأ پیدایش فلسفه در میان دانشمندان جهان اسلام
ابِی سفِیان است که او را «حکِیم آل مروان» مِیگفتند. اِین شخص در کِیمِیا و نجوم کار کرده و به دستور وِی، برخِی آلات و اَدوات ستارهشناسِی و نجوم براِی دانشمندان مسلمان فراهم کردهاند. برخِی از مورّخِین که در سده چهارم به کتابخانه قاهره دست پِیدا کردهاند، در آنجا کُرهاِی مِسِین دِیدهاند که بر پاِیه عقِیده هِیئت بطلَمِیوسِی[١] چِیزِی بر روِی آن نوشته شده بود و در گوش? آن چنِین تحرِیر گردِیده بود که اِین کُره به فرمان «امِیر خالد بن ِیزِید بن معاوِیه» آورده شده است.
→و قبر او نِیز در شهر حمص است. (ابن ندِیم، محمد بن اسحاق و به ساِیر منابع در اِین رابطه مراجعه شود).
١. بَطلَمِیوس به زبان رومِی پادشاه،که اِین کلمه مأخوذ از ِیونانِی، به چهارده نفر از پادشاهان مصر مِیگوِیند که پس از مرگ اسکندر فِیلسوف مقدونِیاِیِی در آن مملکت سلطنت کردند. جمع اِین کلمه، «بطالسه» است و نام شش نفر از بطالسه در کتاب مقدس مذکور است. کلاودِیوس بَطلَمِیوس (٩٠ - ١٦٨م) ِیکِی از فِیلسوفان و اخترشناسان ِیونان باستان بود که به احتمال زِیاد در اسکندرِیه واقع در مصر مِیزِیست. وِی الگوِیِی را براِی کِیهان شناخته شده روزگار خود، که همان سامانه خورشِیدِی ماست، ارائه کرد که در آن زمِین در مرکز گِیتِی قرار داشت و خورشِید و ماه و بقِیه سِیارات به دورش مِیچرخِید. در آن زمان به جاِی مدار که همان مسِیر فرضِی سِیارات است، از مفهوم فلک استفاده مِیکردند. فلک ِیک جسم نامرئِی است (مانند شِیشه) که در مرکز آن زمِین قرار گرفته و سِیاره به محِیط آن محکم بسته شده است. با چرخش فلک به دور زمِین، سِیاره نِیز به دور زمِین گردش مِیکند. در آن زمان ٤ سِیاره بِیشتر کشف نشده بودند. او مِیگفت: هشت ِیا نُه فلک وجود دارد که آخرِین آنها فلک الافلاک نام دارد که همه ستارهها روِی آن چسبِیدهاند. (لغتنامه دهخدا، ذِیل واژه بطلمِیوس؛ کِیهانشناسِی افلاطون، موسِی اکرمِی، ص٩٤؛ آهنگ پنهان، ص٢٥ و ٣٠ و ٤٠).