انگیزه سیاسی مأمون در ترویج مکتب ارسطوئی - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٤٥ - مبدأ پیدایش فلسفه در میان دانشمندان جهان اسلام
...........................................
→ آن شهر را در ساعتِی رِیخت که نَوبَخت از روِی احکام نجومِی اختِیار کرده بود. هنگامِی که نَوبخت در زمان منصور، پِیر و ناتوان شد و نمِیتوانست چنانکه باِید از عهده وظائف محوله برآِید، به أمر خلِیفه، پسر خود ابوسهل را به جاِی خوِیش گماشت و ظاهراً نوبخت جز اِین ِیک پسر، فرزند دِیگرِی نداشته است؛ لذا نسبت عموم نوبختِیها به همِین ابوسهل منتهِی مِیشود. ابوسهل از همان تارِیخ بناِی بغداد، تا سال فوت منصور (١٥٨)، در خدمت خلِیفه و از ندماِی او بود. ابوسهل بعد از فوت منصور نِیز حِیات داشت و زمان هارون الرشِید(١٧٠ ـ ١٩٣) را درک کرده است. ابوسهل از منجّمِین اِیرانِی و از مترجمِین کتب فارسِی پهلوِی به عربِی است و در نجوم اطلاعات کامل داشت و کتب منجّمِین اِیرانِی عهد ساسانِی بود و ابن الندِیم هفت کتاب ذِیل را از او نام مِیبرد: ١ - کتاب النهمطان، ٢ - کتاب الفال، ٣ - کتاب الموالِید، ٤ - کتاب تحوِیل، ٥ - کتاب المدخل، ٦ - کتاب التشبِیه، ٧ - کتاب المنتحل.
از ابوسهل دَه پسر باقِی ماند که نام آنها در کتب و اخبار و اشعار مذکور است. از اِین خانواده تا اواِیل قرن پنجم هجرِی عدهاِی از علما و محدثِین و ادبا و نوِیسندگان نامِی برخاستهاند؛ از قبِیل:
اول: ابوسهل اسماعِیل بن علِی اسحاق بن ابِی سهل نوبختِی که هم در دربار خلِیفه مَنصب داشته و هم در زمان خود، رئِیس امامِیه بوده و با حسِین بن منصور حلاج صوفِی معروف معارضه داشته و او را مُجاب کرده و در سنه٣١١ق در سنّ ٧٤ سالگِی درگذشته است.
دوم: ابوجعفر محمد برادر ابوسهل مذکور، متصدِی کارهاِی دولتِی و ادِیب و شاعر بوده است.
سوم: ابومحمد حسن بن موسِی نَوبَختِی از علماِی کلام است و بِین سال٣٠٠ و ٣١٠ درگذشته است، وِی خواهرزاده ابوسهل ثانِی است.
چهارم: ابواسحاق ابراهِیم نَوبَختِی که سلسله نَسبش معلوم نِیست و در اوائل قرن چهارم مِیزِیسته و از متکلمِین است و کتابِی در علم کلام موسوم به ِیاقوت از او معروف است. ←