انگیزه سیاسی مأمون در ترویج مکتب ارسطوئی - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٤٦ - مبدأ پیدایش فلسفه در میان دانشمندان جهان اسلام
مذهب زرتشت بودند را به بغداد دعوت کرد و بعد از آنکه به دست منصور اسلام آوردند، فوقالعاده مورد احترام و در دربار منصور صاحب نفوذ فوق العاده بودهاند.
نوبخت پسر خود «ابوسهل نوبخت»[١] را به دربار منصور وارد
→ پنجم: ابوالقاسم حسِین بن روح که به عقِیده شِیعه، نائب سوم امام غائب بوده، در سال٣٢٦ وفات کرده و پنج سال(٣١٢ ـ ٣١٧) به تهمت اِینکه با قرامطه رابطه دارد در حبس به سر برده است.
ششم: ابوالحسن موسِی بن کبرِیاء از اِین خاندان در نِیمه اول قرن چهارم از منجمِین به شمار آمده است.
هفتم: ابوالحسن علِی بن احمد معروف به ابن نوبخت متوفِّی ٤١٦ شاعرِی صاحب دِیوان است. (لغتنامه دهخدا، ذِیل واژه آل نوبخت؛ مسعودِی، مروج الذهب، ج٨، ص٢٩٠؛ تارِیخ بغداد، ج١، ص٦٧؛ بِیرونِی، ص٢٧٠).
١. ابوسهل ابن نوبخت (تارِیخ تولد٢٣٧ق و تارِیخ وفات٣١١ق)، منجّم خبِیر حاذق، فارسِی الاصل، پدر او نوبخت نِیز منجمِی فاضل و در خدمت منصور بود و چون به دوران پِیرِی رسِید، خلِیفه به او گفت کار خوِیش را به پسر خود واگذار و او نِیز پسر را نزد خلِیفه برد. ابن قفطِی آورده است که ابوسهل گفت: چون با پدر به پِیشگاه منصور اِیستادِیم، پدرم گفت: نام خوِیش را به امِیرالمؤمنِین عرضه کن. گفتم: نام من «خرشاذماه طِیماذاه مابازاردباد خسروانهشاه» است! منصور گفت: اِین همه که گفتِی نام تو است؟ گفتم: آرِی! خلِیفه متبسّم شد، سپس گفت: پدرت در اِین نامگذارِی کار خوبِی نکرده است، اِینک ِیکِی از اِین دو را از من بپذِیر: ِیا از همه اِین اسمهاِیِی که گفتِی، به کلمه «طِیماذ» بسنده کن و ِیا من کنِیهاِی را به تو مِیدهم که به جاِی نام تو باشد. گفتم: امر شما مطاع است. گفت: من کنِیه ابوسهل را به تو مِیدهم و از آن پس نام قبلِی او باطل و کنِیه وِی (ابوسهل) جاِی نام او را گرفت. ابن الندِیم مِیگوِید: او اهل فارس است و در خدمت خزانة الحکمه هارون الرشِید بود و نقلهاِی زِیادِی درباره اِین مرد از فارسِی به عربِی وجود دارد و مستند او در علوم کتب فرس موجود ←