انگیزه سیاسی مأمون در ترویج مکتب ارسطوئی - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٤٨ - مبدأ پیدایش فلسفه در میان دانشمندان جهان اسلام
............................
→ اهل جندِیشاپور (در خوزستان)، از قرن دوم تا پنجم هجرِی قمرِی مِیباشد. در متون فارسِی قدِیم پزشکِی، شمار استشهادات به بُختِیشوع، جبرائِیل و جِوَرجِیس به غاِیت محدود است. پِیش از آنکه منصور عباسِی، جِوَرجِیس بن جبرائِیل بن بُختِیشوع، نخستِین عضو خاندان را در سال ١٤٨ق به دربار خود در بغداد فرا خواند، جِوَرجِیس رِیاست بِیمارستان جندِیشاپور را که زمانِی نِیز اقامتگاه شاهان ساسانِی بود به عهده داشت. بُختِیشوع پسر جِوَرجِیس و نواده او جبرائِیل بن بُختِیشوع نِیز پِیش از ورود به خدمت خلِیفه، به همِین وظاِیف اشتغال داشتند. بِیگمان پِیشِین? حرفهاِی و نفوذ اِیشان در دربار بود که ورود نام و مفهوم «بِیمارستان» را به جهان اسلام ممکن ساخت. هارون الرشِید، جبرائِیل بن بُختِیشوع بن جِوَرجِیس را مأمور تأسِیس بِیمارستانِی در بغداد کرد. آل بُختِیشوع به دودمان بُختِیشوع گفته مِیشود که همگِی پزشک بودند و معروفترِین آنها عبارتند از:
الف - بُختِیشوع بن جِوَرجِیس جندِیشاپورِی كه نصرانى بود و تا زمان ابوالعبّاس سفّاح و هارون الرّشِید نِیز زندگِی نموده و نزد هارون بسِیار عزِیز و مقرّب بود.
ب - جبرائِیل بن بُختِیشوع بن جِوَرجِیس بن بُختِیشوع جندِیشاپورِی كه در بِیمارستان جندِیشاپور به معالجه و درمان مِیپرداخته و سپس در دربار هارون الرّشِید و پسرش مأمون قُرب و منزلتى بسزا داشته است. مرگ وِی در حدود سال ٢١٣ هجرِی قمرِی اتّفاق افتاده است.
ج - نواده بُختِیشوع بن جِوَرجِیس موسوم به بُختِیشوع بن جبرائِیل بن بُختِیشوع كه از پزشكان مخصوص مأمون و پس از مرگ مأمون زمان الواثق و المعتزّ را نِیز درک كرده است.
د - بُختِیشوع بن ِیحِیى كه او نِیز از فرزندان بُختِیشوع بزرگ بوده و با سنان بن ثابت قرة الصّابى پدر ثابت بن سنان معاصر بوده است. (لغتنامه دهخدا، ذِیل واژه بختِیشوع؛ مجمع البحرِین، طرِیحِی، ج٢، ص١٩١؛ ر.ک: تارِیخ علوم عقلِی، ص٥٢؛ ربِیع بن احمد اخوِینِی بخارِی، هداِیة المتعلمِین فِی الطب، ج١، ص٤٥٢ و ٧١٠ چاپ جلال متِینِی، مشهد١٣٤٤ش؛ علِی بن ِیوسف قفطِی، ج١، ص٣٨٣؛ تارِیخ الحکماء، و هو ←