انگیزه سیاسی مأمون در ترویج مکتب ارسطوئی - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٦٠ - تحول فلسفه در زمان مأمون عباسی
مذاهب مختلف و محل بحث و مناظره اِیشان بوده است که بعدها وارد حوزههاِی اسلامِی شد. از سوِی دِیگر تحت تأثِیر استادش ابوالهذِیل علّاف که به شدت طرفدار ارسطو و مکتب او بود.
٣ - بنا به حکاِیت بعضِی، شبِی مأمون، ارسطو[١] فِیلسوف ِیونانِی را در خواب دِید و از او برخِی پرسشها کرد و چون بِیدار شد، به ترجمه کتابهاِی او از ِیونانِی به تازِی اقدام نمود.[٢] براِی اِین کار به پادشاه روم نامه نوشت و از او خواست که آنچه کتب فلسفه در خزانههاِی روم وجود دارد برگزِیند و براِی او بفرستد و او اول امتناع، سپس بعد از تفکّر اِین کار را پذِیرفت و عدهاِی را مأمور اِین کار کرد که از جمله آنها حجاج بن مطر و ابن البطرِیق بودند.[٣]
مأمون پس از قتل برادرش امِین در سال ١٩٨ق به خلافت رسِید
١. اَرِسطو ِیا اَرِسطاطالِیس که به لاتِین aristotle و در لغتنامه دهخدا به کسر «راء» اَرِسطو و به ِیونانِی آرِیست تِلِس تلفظ مِیشود، در سال ٣٨٤ پِیش از مِیلاد در شهر استاگِیرا مقدونِیه به دنِیا آمد و در سنّ ٦٣ سالگِی درگذشت. او ِیکِی از مهمترِین فِیلسوفان غربِی به حساب مِیآِید. در هجده سالگِی به آکادمِی افلاطون راه ِیافت و به مدت بِیست سال در مکتب افلاطون کسب دانش کرد و آموزگار اسکندر مقدونِی بود. تألِیفات او در زمِینهها و رشتههاِی گوناگون از جمله فِیزِیک، متافِیزِیک، شعر، زِیستشناسِی، منطق، علم بِیان، سِیاست، دولت و اخلاق بوده است. ارسطو به همراه سقراط و افلاطون از تأثِیرگذارترِین و بزرگترِین فِیلسوفان ِیونان باستان بوده است. اِین سه تن، فلسفه غربِی را بر اساس فلسفه ماقبل سقراط بنِیاد نمودند. ارسطو فلسفه را به عنوان «دانش هستِی» تعرِیف مِیکرد. (دهخدا، علِی اکبر، لغتنامه، ذِیل واژه ارسطو و ارسطاطالِیس؛ نرم افزار جامع طب، مرکز تحقِیقات کامپِیوترِی علوم اسلامِی).
٢. تارِیخ فلاسفه اِیرانِی، ص٥٥ ـ ٥٧.
٣. سِیره ابن هشام، به نقل از تارِیخ فلسفه اِیران.