انگیزه سیاسی مأمون در ترویج مکتب ارسطوئی - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٢٣ - اساس و بنیاد ادبیات با لسانهای مختلف
خوِیش درک مىگردد و با وجود مخلوقات بر وجود او استدلال مىتوان كرد، به گونهاى كه انسان طالب (حقِیقت) نِیازى به دِیدن با چشم ِیا شنِیدن با گوش و لمس با دست و احاطه كردن با جان و دل نخواهد داشت و اگر صفات و اسماءش نشانگر او نبود، و علم مخلوق معناى او را درک نمىكرد، مخلوق، أسماء و صفات او را مىپرستِید، نه معناى او را و اگر غِیر از آن بود، معبود ِیكتا غِیر از «اللّه» بود، زِیرا اسماء و صفات غِیر از او هستند، آِیا فهمِیدى؟
[عمران] گفت: بلِی، اِی مولاِی من، براِی من بِیشتر توضِیح بده!
حضرت فرمودند: دورِی کن از سخنان جاهلان گمراه و كوردل، همان كسانى كه گمان دارند كه خداوند براى ثواب و عقاب، در آخرت حضور دارد، ولى در دنِیا براى اطاعت و امِیدوارى بندگان حضور ندارد و حال آنكه اگر قرار بود حضور خداوند براى او ماِیه نقص و شكستگى باشد، در آخرت هم حضور نمىداشت، ولى اِین افرادى كه چنِین پندارى دارند، به سرگردانى دچار گشتهاند و ندانسته، نسبت به حقّ كور و كر گشتهاند و اِین آِیه شرِیفه، به اِین مطلب اشاره دارد: (وَ مَنْ كانَ فِِی هذِهِ أَعْمى فَهُوَ فِِی الْآخِرَةِ أَعْمى وَ أَضَلُّ سَبِِیلًا)؛[١] و هر كس در اِین جهان كور باشد، در آخرت نِیز كور است و گمراهتر. (چه آنکه دنِیا و آخرت سر و ته ِیک کرباس است). منظور از كورى در اِین آِیه، كورى از درِیافت حقائق است و عاقلان
١. سوره إسراء، آِیه٧٢.