انگیزه سیاسی مأمون در ترویج مکتب ارسطوئی - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٧٣ - شیوههای مبارزه امام رضا
دِیگر خلفاِی عباسِی دانست؛ بهوِیژه که مذاق عقلِی او و همفکرِیاش با معتزله، او را بر آن مِیداشت در برابر اهل حدِیث اِیستادگِی کرده، آنان را منکوب سازد؛ با اِین حال مسئله در اِینجا خاتمه نمِیِیافت. مأمون از تشکِیل چنِین جلساتِی هدف دِیگرِی نِیز داشت. او مِیخواست با کشاندن امام رضا علِیهالسلام به بحث، تصوّرِی را که عام? مردم درباره ائمه اطهارعلِیهمالسلام داشتند و آنان را صاحب علم خاص لدُنِّی و داراِی عصمت مِیدانستند، از بِین ببرد.
مأمون، اندِیشمندان سطح بالاِی هر فرقه را در مقابل امام علِیهالسلام قرار مِیداد تا حجت آنحضرت را به وسِیله آنان از اعتبار و مقبولِیت بِیندازد و اِین روحِیه کاشف ازحسادت او نسبت به امام و منزلت علمِی و اجتماعِی او بود؛ مع الوصف هِیچکس از مخالفِین با آن حضرت روبرو نمِیشد جز آنکه به فضل او اقرار کرده، به حجتِی که از طرف امام علِیه او اقامه مِیشد، ملتزم مِیگردِید و نقشه او بر آب مِیشد.[١]
شِیوههاِی مبارزه امام رضا علِیهالسلام با افکار و اندِیشههاِی منحرف:
امام رضا علِیهالسلام در مواجهه با افکار و عقاِید منحرف به طور کلِی چهار روِیکرد مهم داشتند که در ادامه بِیان مِیشود:
١. ر.ک: شِیخ صدوق، عِیون أخبار الرضاعلِیهالسلام، محقق و مصحح: لاجوردِی، مهدِی، ج١، ص١٥٠ - ١٥٢.