انگیزه سیاسی مأمون در ترویج مکتب ارسطوئی - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٧١ - اوضاع فرهنگی دوران امام رضا
گستردهاِی در مِیان پِیروان اِین مکتب، روشن شده بود و انحرافات جزئِی، تأثِیرِی در اصل تشِیع نداشت، زِیرا از زمان امام باقر، امام صادق و امام کاظم: تعداد زِیادِی از شِیعِیان پرورش ِیافتند که هر کدام در فقه و کلام شِیعِی سرآمد زمان خود به حساب مِیآمدند.
از سوِی دِیگر، بِیشتر منحرفان از افراد ضعِیف النفسِی بودند که جز در شراِیط خاصِی زمِین? رشد نداشتند.[١] از اِین رو، عصر و دوران امام رضا علِیهالسلام به سبب وِیژگِیهاِیِی که از جهت افکار و اندِیشههاِی متنوع داشت، به عصر طلاِیِی معروف شد؛[٢] به گونهاِی که جامعه اسلامِی آن زمان، به دلِیل آماده بودن بستر فرهنگِی و علمِی، به موقعِیت وِیژهاِی رسِید. طبِیعت علمدوستِیِ اسلام سبب شد به موازات پِیشرفتهاِی سِیاسِی و عقِیدتِی در کشورهاِی مختلف جهان، علوم و دانشهاِی آن کشورها خواه و ناخواه به محِیط جامعه اسلامِی راه ِیابد و کتابهاِی علمِی دِیگران از ِیونان گرفته تا مصر و از هند تا اِیران و روم به زبان عربِی که فرهنگ و زبان جامعه اسلامِی بود، ترجمه شود.[٣] چنانکه مأمون در ترجمه کتابهاِی ِیونانِی کوشش بسِیار نمود و هزِینه بسِیارِی در اِین راه خرج کرد، بهطورِی که مِیگوِیند: مأمون در مقابل وزن کتابهاِی ترجمه شده طلا مِیداد
١. جعفرِیان، رسول، حِیات فکرى و سِیاسى ائمه:، ص٤٣٠.
٢. قرشِی، باقر شرِیف، حِیاة الإمام الرضاعلِیهالسلام، ج٢، ص١٨١.
٣. همان، ص١٨٣؛ راوندى، مرتضى، تارِیخ اجتماعى اِیران، ج١٠، ص١٢٩.