انگیزه سیاسی مأمون در ترویج مکتب ارسطوئی - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٢٩ - مناظره شخصی مأمون با امام رضا
من به نزد عمران رفتم و او را آوردم. حضرت به او خوشآمد گفتند و لباسى طلبِیدند و بر او پوشاندند و مَركبى به او دادند و ده هزار دِینار خواستند و به عنوان هدِیه به او دادند. عرض كردم: فداِیت شوم، مثل جدّت امِیر المؤمنِینعلِیهالسلام رفتار كردِید. حضرت فرمود: اِینگونه دوست دارِیم. سپس دستور شام دادند و مرا سمت راست و عمران را سمت چپ خود نشاندند. بعد از شام به عمران گفتند: به منزل برگرد و فردا اوّل وقت نزد ما بِیا تا از غذاى مدِینه به تو بدهِیم.
بعد از اِین قضِیه، متكلّمِین گروه گروه از فِرَق مختلف نزد عمران مىآمدند و او سخنان و ادلّه آنان را پس از گوش دادن جواب داده، باطل مىكرد، تا اِینكه بالأخره از او كناره گرفتند و مأمون ده هزار درهم به او هدِیه داد و فضل وزِیر سِیاستمدار کهنهکار مأمون نِیز به او اموالى بخشِید و مركبى به او داد و حضرت رضاعلِیهالسلام او را مأمور صدقات خِیرِیّه منطقه بلخ نمودند و از اِین راه به منافع زِیادى دست ِیافت.
مناظره شخصِی مأمون با امام رضاعلِیهالسلام:
مأمون با توجّه به روحِی? مناظره و مجادله و غرور علمِی که داشت، چندِین مورد مستقِیماً با خود علِی بن موسِی الرضا علِیهماالسلام مناظره انجام داد. در ِیکِی از روزها او به حضرت رضا علِیهالسلام گفت: «أَخْبِرْنِِی بِأَكْبَرِ فَضِيلَةٍ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ يَدُلُّ عَلَيْهَا الْقُرْآنُ! قَالَ: فَقَالَ لَهُ الرِّضَا علِیهالسلام فَضِيلَةٌ فِِی الْمُبَاهَلَةِ قَالَ اللَّهُ - جَلَّ جَلَالُهُ - (فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ) الْآيَةَ فَدَعَا رَسُولُ