جلوههای اعجاز معصومین - راوندی، قطب الدین - الصفحة ٧٢٥ - برخى از شبهات مخالفين
و از آن جمله است آيه: «مُسْلِماتٍ مُؤْمِناتٍ قانِتاتٍ* تائِباتٍ عابِداتٍ سائِحاتٍ»[١] كه وزن آن چنين است:
|
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن |
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن |
|
باز گفتهاند: مانند اينها در سخن پيامبرتان نيز موجود است، افزون بر اين، خود گفته است: «باكى ندارم كه چه چيزى بياورم، اگر ترياك بياورم يا به تميم تعلق پيدا كنم يا از جانب خود شعر بگويم».
(١) سپس در جنگ حنين گفته است:
|
انا النبي لا كذب |
انا ابن عبد المطلب[٢] |
|
و در جنگ خندق هم در پاسخ انصار كه مىگفتند:
|
نحن الّذين بايعوا محمّدا |
على الجهاد ما بقينا أبدا[٣] |
|
مىگفت:
|
لا عيش الا عيش الآخره |
فاكرم الانصار و المهاجره[٤] |
|
باز گفته است:
|
غير الا له قط ما ندينا |
و لو عبدنا غيره شقينا |
|
فحبذا ربّا و حبذا دينا[٥] و هنگامى كه در جنگ انگشتش زخمى شد، گفت:
|
هل انت الا اصبع دميت |
و في سبيل اللَّه ما لقيت[٦] |
|
[١] سوره تحريم: آيه ٥.
[٢] يعنى:« من پيامبر هستم دروغ نيست، من زاده عبد المطلب مىباشم».
[٣] يعنى:« ما كسانى هستيم كه با محمّد بر جهاد بيعت كرديم مادامى كه هستيم تا ابد».
[٤] يعنى:« زندگى نيست مگر زندگى آخرت، خداوندا! انصار و مهاجر را گرامى دار».
[٥] يعنى:« غير از خدا كسى را پرستش نمىكنيم و اگر جز او را پرستش كنيم بدبخت هستيم و چه خوب خدايى! و چه خوب دينى است».
[٦] يعنى:« تو فقط يك انگشت هستى كه خونىشدهاى و در راه خداوند مجروح گشتهاى».