جلوههای اعجاز معصومین - راوندی، قطب الدین - الصفحة ٧٨٥ - اذن زيارت امام حسن عسكرى(ع)
از او پرسيدم: من كيستم و به كجا بيايم؟ پاسخ داد: تو على بن محمّد فرستاده جعفر بن ابراهيم يمانى هستى، به منزل بيا. اين در حالى بود كه هيچ يك از ياران من نمىدانستند كه من فرستاده جعفر مىباشم. پس برخاسته و به منزل او رفتم و از او اجازه خواستم كه از درون خانه زيارت كنم و او هم اجازه فرمود[١].
شفا يافتن ابى حليس توسط امام (عج)
(١) ٤٩- سعد گويد: ابو القاسم بن ابى حليس براى ما گفت: در سامرّا مبتلا به بيمارى شديدى شدم كه مشرف به مرگ بودم در حالى كه گردنم به يك طرف افتاده بود و آماده مرگ بودم. حضرت برايم ظرفى كه در آن بنفسجين (مخلوط بنفشه و انگبين) بود فرستاد و به خوردن آن امر شدم، هنوز از خوردن آن فارغ نشده بودم كه شفا يافته و خوب شدم[٢].
اذن زيارت امام حسن عسكرى (ع)
(٢) ٥٠- جعفر بن عمرو روايت كرده است كه: در زمان حيات امام حسن عسكرى- ٧- به سامرّا رفتم و گروهى نيز همراه من بودند [كه با هم به سامرّا آمديم]. همراهانم نامهاى نوشتند و در آن با ذكر نام تمام افراد، اجازه خواستند تا از داخل منزل، زيارت كنند.
من به آنان گفتم: اسم مرا ننويسيد؛ چون من اجازه نمىخواهم، پس اسم مرا ننوشتند. پس توقيعى (نوشتهاى) بيرون آمد كه: «شما و كسى كه ابا كرد از اينكه اجازه بگيرد، داخل شويد»[٣].
[١] كافى: ٢/ ٥١٩، حديث ١٢. ارشاد مفيد: ص ٣٩٨. بحار: ٥١/ ٣٢٩، ذيل حديث ٥٣.
[٢] بحار: ٥١/ ٣٣١، ضمن حديث ٥٦.
[٣] كمال الدين: ٢/ ٤٩٨، حديث ٢١. بحار: ٥١/ ٣٣٤، حديث ٥٨.