جلوههای اعجاز معصومین - راوندی، قطب الدین - الصفحة ٧٠٠ - طعنههاى مخالفين بر قرآن
در باره آيه: يا أُخْتَ هارُونَ ما كانَ أَبُوكِ امْرَأَ سَوْءٍ[١]، در حالى كه «مريم» برادرى به نام «هارون» نداشت.
(١) پاسخ اينكه: خداوند متعال از اين كلام، برادرى نسبى را اراده نكرده است بلكه منظورش اين است: اى شبيه هارون! و اى مانند هارون در صلاح.
در ميان بنى اسرائيل مرد صالحى بود به نام «هارون» و گاهى مردى به كسى مىگفت: اى برادرم! ولى منظورش برادر نسبى نبود. و گفته مىشود: اين چيز، برادر اين چيز است وقتى كه هم شكل آن باشد و خداوند متعال هم فرموده است:
وَ ما نُرِيهِمْ مِنْ آيَةٍ إِلَّا هِيَ أَكْبَرُ مِنْ أُخْتِها[٢].
اشكال كردهاند و گفتهاند: چگونه قرآن مىتواند بر آن نظمى كه گفتيد باشد و در آخرين درجه بلاغت باشد در حالى كه در آن تكرار الفاظ است؛ مانند فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ و مانند آن، تكرار قصّههاست.
پاسخ اينكه: تكرار، چند جور است: (١) ١- تكرار در لفظ باشد نه در معنا؛ مانند اينكه بگويد: اطاعتم كن و عصيانم ننما.
(١) ٢- هم در معنا و هم در لفظ تكرار باشد؛ مانند اينكه بگويد: عجّل! عجّل! يعنى هم در سرّ و هم در آشكار. و اللَّه! و اللَّه! يعنى هم در گذشته و هم در آينده. و گاهى هم همه اين تكرارها براى تأكيد معنا و مبالغه در آن است و گاهى هم اين تكرارها براى زينت دادن نظم و زيبا كردن آن است و نياز به استعمال هر دو مىباشد.
چه بسا چيزى كه با اختصار و حذف استعمال شده، بر شنونده معلوم نمىشود.
و اهل بلاغت، تكرار را در جايى مورد مذمت قرار دادهاند كه در سخن زيادى باشد و هيچ فايدهاى هم در بر نداشته باشد و معنايى را تأكيد نكند و لفظ و نظم را زينت
[١] يعنى:« اى خواهر هارون! پدر تو مرد بدى نبود»،( سوره مريم، آيه ٢٨).
[٢] يعنى:« هيچ آيهاى به آنان نشان نمىدهيم مگر اينكه از خواهرش بزرگتر باشد»،( سوره زخرف، آيه ٤٨).